معادن
كوهى است بسيار رفيع مشحون به تلال و مشهور به كوه گوگرد است كه در همان كوه معدن نشادر هم دارد . اين كوه از طرف مشرقى منتهى مىشود به رودخانهء سنكويه و از طرف غربى به نازيل . تخمينا طول اين كوه از سمت مشرق تا مغرب بيست فرسنگ است و دايما برف دارد .
باغات سرحد در حوالى و دامنهء اين كوه واقع است . از قبيل اشجار بنه و ارجن و بادام تلخ بسيار دارد و همهء باغات از آب برف كوه مشروب مىشود . يك نوع علف در آن كوه سبز مىشود كه شباهت به خارشتر دارد و گلهاى ابلق از آن مىرويد كه اهالى سرحد از آن مىخورند . بعد خاك نرم روى آن علف مىريزند كه از شيره و شبنم علف آن خاك مزهء ترشى كسب و ضبط مىكند . بعد از چند صباحى خاكها را جمع مىنمايند و ذخيره مىكنند و در وقت احتياج به ترشى قدرى از آن خاك ميان آب ريخته مىگذارند زلال مىشود . هنگام صرف غذا از آن آب استعمال مىنمايند . خوشمزه و مأكول است و همچنين در آن كوه پياز خودرو به عمل مىآيد كه رنگ قرمز دارد و اهل سرحد استعمال مىكنند و مىگويند خيلى خوش طعم است . ديگر در آن كوه دو قسم خاك هست :
قرمز رنگ و سياه رنگ كه به كار صباغى مىآيد و اهل سرحد با اين خاك ملبوس و لوازم خودشان را صباغى نموده و استعمال مىنمايند .
اما در باب معادن اين كوه : در وسط قلهء اين كوه چاهى است كه بخار از آن متصاعد مىشود و در اطراف چاه نشادر منجمد مىشود و نزديك آن چاه تردد نمىتوان كرد و صدمه مىرساند و نشادر را با اسباب و بيلهاى دستهبلند ضبط و اخذ مىنمايند و در حوالى چاه ، گوگرد از زمين مىجوشد و روى زمين مىبندد . از قرارى كه مىگويند گوگرد احمر نيز در اين كوه پيدا شده است ليكن محل آن معين نيست و همچنين به فاصلهء سه چهار فرسنگ دور از اين چاه معدن سرب هست كه در عهد قديم در آن معدن كار كردهاند . قلهاى در كوه گوگرد هست بسيار مرتفع و سخت و مشهور به كوه كبنح كه بالاى آن رفتن بسيار صعب و دشوار است . قلعهاى ديگر در مقابل اين كوه است كه هرگاه روى آن بالا روند در وسط