بالا مىآيد و به اندازهء ده پانزده ذرع مىايستد كه اهل قلعه به سهولت آب مىكشند و صرف مىنمايند . آنچه در لوح مقبره نقش بود بعينه نقل شد ، شعر :
« نامى » از اين باده كه دارى به جام * فيضرسان شو به سوى خاص و عام
قائله نواب امير محمد معصوم الحسينى البكرى در وقتى كه از هندوستان به رسالت ايران آمده بود اينجا رسيد در سنهء هزار و سيزده « 1 » .
محصول مزارع دزك : شتوى ، گندم و جو ، صيفى : جوزق و ذرت ، اشجار : نخيلات انار ، انجير و رز . در اسفنده و كوهك مركبات قليلى هست . شكار و طيور در جلگه آهو كم است و در كوهستانش كبك و تيهو يافت مىشود . مال و مواشى گوسفند و گاو و الاغ دارند . ملبوس آنها كرباس و شال پشم است كه خودشان مىبافند . محل سكناى آنها در قلعه جات و خارج قلعه هم از خشت و گل عمارت دارند .
جمعيت و طوايف
در دزك : طايفهء بزرگزاده بيست خانوار ، طايفهء ملا سى خانوار ، طايفهء سپاهى هفتاد خانوار ، طايفهء درزاده هشتاد خانوار .
در زنگيان : طايفهء سادات و امراء چهل خانوار ، طايفهء كلشئىزاده سى خانوار ، بلوچ سى خانوار ، طايفهء درزاده پنجاه خانوار .
در دشتوك : طايفهء فنوج بيست خانوار ، كفاش ده خانوار ، سپاهى ده خانوار ، درزاده شصت خانوار .
در پرگان و توابع از قبيل ممدى و اسفيح : طايفهء دهدارى سيصد خانوار ، كوكو سى خانوار .
در شصتان : طايفهء باران زهى چهل خانوار ، طايفهء كدخدا چهل خانوار ، طايفهء سپاهى بيست خانوار ، طايفهء درزاده شصت خانوار ، طايفهء
هامش
( 1 ) - وى از طرف جلال الدين اكبر پادشاه هند به ايران آمد . او در سر راه خود از هرجا گذشته خطى و شعرى به يادگار نهاده . تخلص او نامى بوده . وقتى به ايران رسيد كه شاه عباس ايروان را در محاصره گرفته بود ( ر ك زندگانى شاه عباس اول از نصر اللّه فلسفى ج 4 ص 80 تا 83 ) .