تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠

ببق [ مع - مر ] :

رهنى در آن‌جائى كه ذكر خبيص - كه يكى از بلاد كرمان است - مىنمايد مىگويد ناحيهء خبيص ببق و خبق است . اما من نمىدانم كه اين دو محل كجاست .

ببنه [ مع - مر ] :

شهرى است در حوالى بامئين از اعمال بادغيس نزديك هرات . سالم غلام شريك بن اعور از جانب عبد الله بن عامر مأمور شده در سنهء سى و يك هجرى به غلبه آن را گرفت . ابو سعيد گويد ببنه اصلابون است . نسبت كه به آن داده‌اند ببنى گفته‌اند . بعدها خود شهر هم به اسم منسوب به او مشهور شده آن را ببنه ناميده‌اند .

بتان [ مع - مر ] :

به ضم باء و تخفيف از قراى نيشابور از اعمال ترشيز است .

بجان [ مع - مر ] :

به ضم باء و تشديد جيم موضعى است ميانهء فارس و اصفهان و عجم آن را بشان مىگويند .

بجستان [ مع - مر ] :

به كسر اول و ثانى از قراى نيشابور است . مؤلف گويد برك بجستان نهايت خوب و معروف است .

بجمزا [ مع - مر ] :

به فتح باء و كسر جيم و سكون ميم قريه‌اى است در راه خراسان . جنگ المقتفى لامر الله و كون خر و مسعود البلال كه از ملازمان سلطان محمد بن محمود بود در سنهء پانصد و چهل و نه در اين قريه اتفاق افتاد . بعضى آن را بكمزا گفته‌اند .

بجنورد :

مؤلف گويد بجنورد را در كتب « بزنجرد » مىنويسند و در اول كتاب اجمالا ذكرى از آن شده ولى از تفصيل آن غفلتى رفت و چون آن نگارش در سفرنامهء خراسان كه نگاشتهء خامهء حكيم الممالك است به بهترين اسلوبى ضبط شده ما از شرح جداگانه بىنياز و به ترقيم همان مىپردازيم و هو هذا :
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى