مىگويند محض اطلاع مكرر شد .
بامهر [ مع - مر ] :
قريهاى است كه ميانهء او و رى يك منزل راه است و در سر راه طبرستان واقع مىباشد .
باميان [ مع - مر ] :
شهر و الكهاى است در كوهستان واقع ميانهء بلخ و هرات و غزنين .
ده منزل مسافت و تا غزنين هشت منزل است . در باميان يك عمارت بسيار قلعهء محكمى دارد . شهر كوچك ، لكن مملكت وسيع است . ميانهء آن و بلخ مرتفعى است كه آن را بر روى ستونهاى بلند قرار دادهاند و به ستونها صور جميع اصناف طيورى كه خدا خلق فرموده نقش است و در داخل عمارت مجسمهء دو بت بزرگ است كه آنها را در كوه تراشيدهاند و اندازهء آنها از بالاى كوه تا پائين است . نام اين دو بت يكى سرخبد و يكى خنگبد است « 1 » . گويند در دنيا مثل و نظير اين دو بت نيست . جماعتى از اهل علم منسوب به باميان است .
مؤلف گويد باميان از شهرهاى افغانستان و در يك صد و بيست هزار ذرعى شمال و مشرق كابل است . بناى شهر در قلهء كوهى است و درههاى كوه به منزلهء كوچههاى آن است . تقريبا دوازده هزار خانه در ميان كوه و سنگ ساخته شده به اين معنى كه كوه را مجوف نموده هركس به قدر كفايت خود بهطور سردابه خانه بنا نموده است . در سنهء هزار و دويست و بيست و يك مسيحى مطابق ششصد و هجده هجرى چنگيز خان آنجا را قتلعام نموده ويران ساخت مجددا آنجا را بنا و مرمت نمودند .
باز خراب شده است . در باميان چندين مجسمه و هيكل بت هست كه از سنگ تراشيدهاند . دو مجسمه كه بزرگتر از همه مىباشد هريك پنجاه ارج طول دارد . تفصيل قتل چنگيز خان باميان را از اين قرار است : بعد از آنكه اين پادشاه بلخ را قتلعام كرد و طالقان را هفت ماه محاصره و فتح و قتلعام نمود و لشكر تولى خان به او ملحق شدند سلطان جلال الدين خوارزمشاه را تعاقب نموده در عقب او به سرعت تمام بهطرف غزنين رانده
هامش
( 1 ) - سرخبت و خنگبت . عنصرى شاعر عصر غزنوى منظومهاى پرداخته بود مربوط به داستان محلى اين دو بت . ابو ريحان بيرونى اين داستان را به عربى ترجمه كرده به نام حديث صنمى الباميان .