و چين بود « 11 » و تجار اين دو ملت در اين دو راه زيادتر مراوده مىكردند .
چنانكه در اين عصر به واسطهء كثرت مراوده با فرنگان اغلب ابنيهء ايران را از روى نقشهء اروپا مىسازند . آنوقت معماران تقليد هندى و چينى را مىنمودند و خيابان چهارباغ كه مسافرين قديم در دويست سيصد سال قبل اين همه تمجيد از نزهت و صفا و خوبى آن مىكردهاند اگرچه خراب است ولى از اشعه و تابش قديم آن هنوز سايهاى باقى است . از بناهاى بسيار عالى كه مسافرين قديم ننوشته [ اند ] يكى مدرسهء مادر شاه است كه در اين خيابان و اهل اصفهان آن را مدرسهء چهارباغ مىخوانند . از وسط آن نهرى كه در عظمت قريب به رودى است عبور مىكند . زمين مدرسه سنگفرش و دو طرف نهر از سنگپلهها ساختهاند كه مردم در آن پلهها نشسته تفرج مىكنند . چهار باغچه دارد . درختهاى چنار عظيم و اقسام گلهاى باصفا و غالبا از نغمات طيور غوغا و از قرار تقرير ثقاة مجموع آن عرصات چون بهشتى روحافزاست و يكى از اكابر شعراى اصفهان كه از معاصرين است چون چند سال از اصفهان دور افتاده بود ، قصيدهاى غرا در اظهار شوق و حنين « 12 » و ميل به وطن خود به نظم آورده وقتى به مناسبت براى مؤلف خواند . اغلب محاسن اصفهان را در آن قصيده درج و ذكر نموده بود و آنوقت مؤلف دو شعر آن را اختيار كرده ثبت نمود .
اينك در اين مورد نگاشته مىشود :
اصفهان خلد است و من آدم و ليكن بىگناه * آسمان بنمود از آن سرزمين بيرون مرا
چون كنم ياد از كنار زندهرود و مرز جى * ديدهها گردد يكى جيحون يكى سيحون مرا
حكيم خاقانى شيروانى قصيدهاى در تعريف اصفهان مردف به لفظ اصفهان فرموده كه مطلعش اين است :
نكهت حور است يا هواى صفاهان * جبهت جوزاست يا لقاى صفاهان
هامش
( 11 ) - در زمان صفويه ، ما با دولت چين ارتباطى نداشتيم . معمارى هند ، مثل ديگر مسائل هنرى و فرهنگى تحت تأثير هنر و فرهنگ ايران قرار داشت . نوشتهاند كه باغهاى احداثى سلاطين گوركانى در هند و ابنيه و آثار آنان همه از روى الگوهاى ايرانى بوده .
( 12 ) - حنين به فتح اول به معنى ناله و زارى و بانگ كردن از طرب يا حزن است ( ا ع ) .