پهلوى خود زير چتر بنشاند ، و آن سخن در افواه خاص و عام افتاد و كشف شد و فاش گرديد « 1 » :
نبشته « 2 » فرستادن داهر بجانب دهرسيه « 3 » بتعظيم « 4 »
پس داهر بسوى برادر خود دهرسيه نبشته « 2 » بتعظيم نوشت « 5 » ، و در ضمن آن حال طالع مايين « 6 » درج كرد كه منجمان چنين استخراج كردند كه اين دختر ملكه « 7 » ارور خواهد بود ، و شوهر او راى « 8 » باشد كه اين مملكت « 9 » مضبوط او گردد . اتفاقى را « 10 » اين عار بر قواعد رائى « 11 » بر خود گرفتم ، و معذرت كرده مىشود كه ما را در اين معنى باضطرار « 12 » ، نه از راه اختيار ، مصلحتى رفت ، معذور دار .
« 13 » رسيدن نبشته داهر بدهرسيه « 13 »
چون اين نوشته « 14 » بدهرسيه رسيد ، جواب « 15 » باز گفت كه اين معنى مستنكر « 16 » بود ، و اين ( ص 52 ) كار ناپسنديده . اگر چه بضرورت بود يا به اختيار معذور نباشى . و اگر بجهة رائى « 17 » ، تا « 18 » مملكت دنياوى بر تو مستقيم گردد ، اين باب مسدود « 19 » و نامرضى جائز شمردى نه چاره بودى ؛ و اگر « 20 » بسبب وسواس شيطانى درين باب شروع كردى بايد كه باز گردى و توبه كنى و پشيمان شوى ، تا از دين ما بريده نگردى ، و بيعت ما با تو فسخ نشود . و اگر درين نصائح و مواعظ ازين ناحفاظى عدول نه نمائى ، مستوجب
هامش
( 1 ) م : گشت
( 2 ) ب : نوشته
( 3 ) ب ح در همه مواضع « دهرسين » دارد
( 4 ) س م ندارد :
بتعظيم
( 5 ) پ : نبشت
( 6 ) ب س : بائى ؛ پ : مائى ؛ ك : مائين
( 7 ) م : ملك
( 8 ) پ س ك م : شاه
( 9 ) ب م : ممالك
( 10 ) ب : اتفاقى را دوا ؛ پ : اين نفاقى را در
( 11 ) پ س ك م : پادشاهى
( 12 ) م : اضطرار است
( 13 - 13 ) اين جمله در نسخه م موجود نيست
( 14 ) پ : آن نبشته
( 15 ) پ : جواب داد
( 16 ) ب پ ك م : متنكر
( 17 ) س ك م : پادشاهى
( 18 ) س : در ؛ پ م : يا
( 19 ) ك : حدود
( 20 ) پ ك افزايد : نيز