اسلافه « 1 » به حق محمّد و آله اجمعين ، كه در فصاحت كان فضل است ، و در ملاحت جان عقل است ، و در فنون علم و زهد « 2 » بىنظير و در صنوف « 3 » بلاغت بىظهير ديده شد « 4 » ، استخبار كرده آمد . و گفت : تاريخ اين فتح به خط آباء و اجداد ما بلغة حجازى در كتاب « 5 » مسطور است ، و از يكديگر ميراث شده « 6 » به ورثه مىرسد « 7 » ؛ فامّا چون در پردهء تازى و حجاب حجازى بود ، در ميان اهل عجم منتشر « 8 » نشد .
ترجمه كتاب
چون بنده را بر آن كتاب اطلاع افتاد ، كتابى بود بجواهر حكمت آراسته ، و بدرر موعظت پيراسته ، و اصناف شجاعت و مردانگى اهل عرب و شام در وى مبرهن « 9 » ، و انواع شهامت و فرزانگى در وى متمكن « 10 » .
هر حصارى كه فتح شد از وى « 11 » فتوحى بود ، و شب كفر و ضلالت را صبوحى ؛ و هر نواحى كه در آن ايّام بعزّ « 12 » اسلام مشرف گشت « 13 » و مسلّم شد ، بمنابر و مساجد نورى گرفت ، و از عبّاد و زهّاد سرورى يافت ، و الى « 14 » يومنا هذا هر روز آن نواحى بجمال اسلام و ديانت و كمال علم و امانت ازدياد مىپذيرد « 15 » ، و هر دوران از بندگان دولت محمدى بر تخت مملكت و سلطنت استقامت مىيابد « 16 » ، تا به تجديد زنگ [ ص 11 ] ضلالت از روى آئينه اسلام (
f 7 b
) مىزدايد .
هامش
( 1 ) م : اسلامه
( 2 ) ب س : فنون علوم فارسى
( 3 ) ب پ ك : صندوق
( 4 ) ب : بى عديل شده بود
( 5 ) پ : كتب
( 6 ) پ م ندارد : شده
( 7 ) ب س ك م : مىرسيد
( 8 ) م : در بيان اصل معيشت بر
( 9 ) پ اينجا كلمه « بود » دارد
( 10 ) ب س اينجا كلمه « بود » دارد
( 11 ) پ : در وى
( 12 ) ب : فرّ
( 13 ) م : گشتند
( 14 ) م :
تا ؛ س : تا الى
( 15 ) س : پذيرفت
( 16 ) در جميع نسخ : يافت