المدائنى » را دو اسم شخص پنداشته مرتكب اين اشتباه شدهاند . ما بايد كه اين جمله را باينطور بخوانيم : « على بن محمد ابو الحسن المدائنى چنان روايت كرد » . و نيز ممكن است كه محمد بن على اشتباه است براى ابو محمد هندى . - س 15 - 16 ، محمد قاسم بدست خادمان حبشى بحضرة دار الخلافة به بغداد فرستاده بود : دار الخلافت بنى اميّه دمشق بود نه بغداد ، كه در ايام ابو جعفر منصور عباسى در وجود آمد . مير معصوم نيز مرتكب اين غلطى فاحش شده ، چنان كه در تاريخ سند گويد ( ص 26 ، س 12 - 15 ) : « بعد از ان محمد بن قاسم در اوائل شهر شوال خزائن و اموال و اشيا و اسيران را بقيد كتابت آورده مصحوب قيس با دويست هزار سوار از راه كيچ و مكران بجانب دار السلام بغداد ( ! ) فرستاد » . و در صفحه 29 ترديد اين مقال كرده گويد : و آن چنان بود كه در وقت فتح حصار الور در ميان اسيران دو دختر داهر مصحوب محمد بن على بن طهمان همدانى بدست خادمان حبشى بدار الخلافة فرستاده بود » . اين بيان به كلى خلاف چچنامه است -
كيفت انجام المناك محمد بن قاسم صص 242 - 247
حكايت انجام دلفگار محمد بن قاسم كه بناء آن بر روايت ابو الحسن المدائنى مىباشد بكلّى خلاف واقعه تاريخى است ، زيرا كه در هيچ كتاب تاريخ عربى اين روايت يافته نمىشود حتّى بلاذرى كه تصنيف خود « فتوح البلدان » كه يكى از مستندترين كتب تاريخى بيشمار مىرود ، و وقايع فتح بلاد سند را غالبا بر وفق روايات ابو الحسن المدائنى دارد ، به اين قصّه ملفقه ، كه مورخين أخير مانند مير معصوم و نظام الدين بخشى صاحب طبقات اكبرى و مير على شير قانع صاحب تحفة الكرام و غيره را در مغالطه انداخته اشارت نكرده . سبب حقيقى اين فاجعهء دلگداز بر حسب بلاذرى اينطور است : -