محمد بن القاسم فألبسه المسوح و قيّده و حسه » .
مع ذلك با حكايت چچنامه هيچ موافقت ندارد .
و ما نمىدانيم كه مصدر حكايت چچنامه چيست ؟ بلاذرى كه استناد او نيز بر روايت مدائنى است به اين حكايت اشاره نكرده . شايد مدائنى نيز مانند مورخين قديم اين روايت را با روايات ديگر ، كه اكثرى از آنها پايهء اعتبار ندارد ، در تصانيف خود « كتاب ثغر الهند و كتاب عمّال الهند » ايراد نموده ، و ليكن بلاذرى آن را ساقط و مرذول دانسته به آن هيچ توجّه ننموده است . يا اينكه قصّاص آن وقت از شاهكارهاى محمد بن القاسم متعجب شده اين قسم حكايتهاى عجيب و غريب را دور اين فاتح نوجوان تنيدهاند . در هر صورت اين روايت قابل اعتبار نيست .
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: عمر بن محمد داود پوته
ص٢٦٩