تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
مخمل بر سر كردندى ، بلك گليم سياه بالا و زير « 1 » پوشيدندى ، و چادر درشت بر كتف انداختندى ، و سر و پاى برهنه كردندى « 2 » ، و هر كه « 3 » جامه نرم پوشيدى آن را غرامت كردندى . و چون از خانه بيرون رفتندى « 4 » ، سگى را با خود همراه بردندى كه معرفت ايشان مبرهن شدى . و فرمان نبودى هيچ بزرگى را از ايشان كه « 5 » بر اسب نشستى . و هر جا كه پادشاهان را براهبرئ اطراف حاجت بودى ، رهبرى ايشان كردندى ، و بدرقهء راهها در اهتمام ايشان بودى ، تا از قبيله بقبيله « 6 » ديگر رسانند . و اگر مقدّمى و رانه « 7 » از جماعه مذكور « 8 » بر اسب نشستى ، بى زين و لگام و عذار ، و گليم بر پشت اسب انداختى و بر نشستى . و اگر كسى را در راه حادثه افتادى ، از قبائل ايشان « 9 » طلبيدندى ، و در عهدهء عظماء ايشان بودى ، تا اگر كسى از ايشان دزد « 10 » شدى او را با عيال و اطفال طعمهء آتش كردندى . و قافله روز و شب بدلالت ايشان راه رفتندى . و در ميان ايشان كه و مه « 11 » نباشد . و وحشى مزاج باشند (
f 108 b
) و پيوسته از مطاوعت والى تمرّد و تعنّد نمايند و راهها مىزنند ، و در ميان ديبل هم با ايشان در قطع راهها يار باشند . و هيزم مطبخ و ذخيره خدمت ( ص 178 ) و پاس دارى پادشاه « 12 » در عهدهء ايشان بود « 13 » . ( خبر ) پس محمّد قاسم گفت : چه مكروه خلقان باشند . « 14 » همچنانكه بلاد فارس و كوه پايه « 15 » مردمان دشتى باشند ، حكم ايشان همان دارد « 14 » . محمّد قاسم بران نهج و نمط ايشان را لازم داشت ، و بر سنن امير المؤمنين
هامش
( 1 ) ب م : و بالا گه زير ( 2 ) ك م : مىكردندى ؛ ب س : مىكردند ( 3 ) م : هر جا كه ( 4 ) ب س ك م : روند ( 5 ) ب س ك م : بزرگى از ايشان را كه ؛ پ : بزرگى از ايشان كه لاكه ( 6 ) ب پ ك ندارد : بقبيله ( 7 ) ب س ك : رعنا ؛ م : رانى ( 8 ) ب س ك م ندارد : از جماعه مذكور ( 9 ) س افزايد : آنها را ( 10 ) ب س ك م : كسى دزدى شدى ( 11 ) ب س ك م : كهتر و مهتر ( 12 ) ب : راى ( 13 ) م : شد ( 14 - 14 ) پ : پس حكم ايشان همان حكم سابقه منظور دارند ( 15 ) م : بلزمه
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 215 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي