تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
مضافات است . هندوان گفتند كه عمارت اين بلاد از براهمه است ، و ايشان علماء و حكماء مااند ، و مهمات (
f 108 a
) عروسى « 1 » و ماتم ما بوساطت « 2 » ايشان باتمام رسد ، و گزيد « 3 » و خراج بدين وسيلت قبول كرديم تا هر كس كيش خود را بپرورد « 4 » ، و اين بتخانه بدّه ما خراب شده است و از خدمت « 5 » اصنام بمانده‌ايم « 6 » . امير عادل ما را بفرمايد تا عمارت كنيم و در عبادت معبود خود باشيم ، و برهمنان ما را از ما وجوه معاش تواند بود .

نبشته محمد قاسم بجانب حجاج يوسف و جواب باز رسيدن

[ پس ] محمّد قاسم اين معنى بجانب حجاج در قلم آورد ، و بعد از وى چند جواب باز رسيد كه : مكتوب عزيز عمزاده محمّد قاسم رسيد و از احوالها كه باز نموده بود معلوم گشت . از ضمن آنكه مقدمان برهمناباد بجهة عمارت بدّه و ملّت خود « 7 » التماس مىنمايند « 8 » ، چون كه سر در ربقه طاعت آوردند و اموال دار الخلافت بر « 9 » ذمّهء خود لازم گرفتند « 10 » ، ( ص 176 ) بيرون از مال بر ايشان حقى و سبيلى « 11 » نباشد . زيرا كه چون ذمى شدند در خون و مال ايشان دست تصرّف ما مطلق نباشد . و اجازت كرده شد تا معبود خود را عبادت « 12 » كنند . و هيچ كس را از كيش خود منع و زجر نكنند ، تا بخانهاى خود برأى خود زندگانى كنند .

رسيدن نبشته « 13 » حجاج

چون نوشتهء « 14 » حجاج به محمّد قاسم رسيد ، از شهر بيرون آمده و منزل كرده بود . پس اكابر و مقدمان و براهمه را فرمود كه معبود « 15 » خود
هامش
( 1 ) ب : عشرت ؛ م : عروسه ( 2 ) ب پ : بواسطت ( 3 ) پ : كيرند ؛ س : گزند ( 4 ) ب س ك م : برزد ؛ س : برود ( 5 ) پ : خدمات ( 6 ) پ : بمانديم ( 7 ) ب پ ك م : خود را ( 8 ) س : دارند ( 9 ) م : در ( 10 ) ب س ك م : كردند ( 11 ) ب پ ك : سبى ( 12 ) س : عمارت كرده عبادت كنند ( 13 ) ب : نوشتهاى ؛ پ : نشتهاى ( 14 ) پ س ك : نبشته ( 15 ) پ : معبودان