تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

تربيت كردن محمّد قاسم مر خلق را

پس محمّد قاسم هر يك را علاحده تربيت كرد و گفت : به همه انواع خوش دل باشيد ، و هيچ انديشه مداريد ، كه شما را (
f 107 b
) مؤاخذت نخواهد بود . من از شما خطى و قباله نمىستانم . هر قسمت كه معين است و معهود مىگذاريد « 1 » ، بلك در حق شما نظر و مسامحة واجب داشته آيد ، و هركرا « 2 » درخواست باشد باز نمايد ، كه باستماع مىافتد « 3 » و جواب شافى « 4 » فرموده آيد ، و مراد هر يك بوفا رسانيده شود .

مثال دادن محمّد قاسم مر اهل برهمناباد را

پس ( برهمنان از ) آن رسمى كه بود مر « 5 » اهل تجار و ( ص 175 ) كفار و تهكران [ را ] كه صدقه‌ها ببرهمنان دادندى ، و در عبادت اصنام شاديها كردندى ، و مجاوران كنشت « 6 » را از ان مثالى بود ، فرو ماند ؛ و از بيم لشكر آن صدقات و نان « 7 » بر قرار بديشان نميرسيد « 8 » . بدان سبب « 9 » ضايع و بى برگ ماندند . بر در سراى آمدند و دست بدعا برداشتند ، و پيغام دادند كه بقا باد امير عادل « 10 » را ، كه ما اهل راهبيم ، و معاش و انتعاش ما از مجاورت بدّه است . چون بر اهل تجار و كفره « 11 » رحمت آوردند و مال بر خود مقرر كردند « 12 » و ذمّى شدند ، بندگان نيز توقّع از كرم خداوندى مىدارند تا ايشان را اشارت فرمايد تا معبود خود را بپرستند « 13 » و خانه بدّه آبادان كنند .

جواب دادن محمّد قاسم

پس محمّد قاسم جواب داد كه دار الملك ارور است و اين همه نواحى
هامش
( 1 ) م : مىگذاريم و گذاريد ( 2 ) م : و هر چه در ( 3 ) ب س ك م : تا سماع مىافتد ( 4 ) س : صافى ( 5 ) س : بر ( 6 ) ب : مثبت ؛ ك : مشت ؛ س : مسجد ( 7 ) و در نسخ : نانى ( 8 ) و در نسخ : نميرسد ( 9 ) ب س ك م ندارد : بدان سبب ( 10 ) پ : شاه ( 11 ) س : اهل كفار و تجار ( 12 ) پ : مال به خود قرار دادند ( 13 ) ب ك م : مىپرستند