تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

[ رفتن جيسيه به چتور ]

پس جيسيه ببلاد چتور « 1 » رفت و مقام كرد و از آنجا نبشتها به قوفئ داهر « 2 » در قلم آورد ( ص 168 ) به ارور ، و سبب تحويل خود اعلام داد و بجهة حفظ حصار ارور وصيت كرد . قوفئ داهر « 3 » چون آن نوشته بديد مطالعه كرد و قوى دل شد « 4 » برفتن جيسيه به چتور « 5 » . چون محمّد قاسم در محاربة برهمناباد شش ماه بماند و حرب دراز كشيد ، و خبر جيسيه از چنيسر « 6 » برسيد ، چهار نفر عظام تجار كه در حصار برهمناباد بودند ، بدروازه حصار كآنرا جريطرى گويند با هم مشورت كردند و گفتند كه لشكر عرب غالب است بر كل بلاد « 7 » ، و راى داهر « 8 » كشته شد ، و « 9 » مدت شش ماه شد كه اين حصار در بندان شده است ، نه ما را قوت و شوكت آن « 10 » كه در محاربت و منازعت با وى مقابل توانيم شد ، و نه روى آشتى و صلح . اگر چه (
f 103 b
) چندين روز ديگر بماند عاقبت فتح شود ، و ما را از هيچ طرفى مستغاثى « 11 » نيست « 12 » كه فرياد رسد و اميدوار مددى توانيم بود و راى « 13 » در ميان نيست « 12 » كه ما را بوى التجا باشد ، و بجنگ با اين لشكر بيش ازين مقاومت نتوانيم كرد . اكنون اگر اتفاق كنيد تا بيرون رويم و بمحاربت كوششى كنيم تا كشته شويم ، كه اگر چه صلح افتد مردى كه اهل سلاح باشد همه علف تيغ خونخوار شوند ، و عوام الناس را از تجّار و صنّاع و زرّاع امان دهند . و اگر ما را اعتماد افتد ، بهتر آن باشد ، كه اگر عهد وثيق در ميان آيد ، حصار بوى تسليم كنيم . ما را در
هامش
( 1 ) ب ح : جتور ؛ س : جيپور ؛ پ م : چترور ( 2 ) ب پ ك : فوفى ؛ ح س : قوقى ( 3 ) ب ك : فوقى ؛ پ : فوجى ( 4 ) پ : گشت ؛ س : گرديد ( 5 ) ب : جنور ؛ پ ك م : چترور ( 6 ) ب پ ح : جنيسر ( 7 ) پ : كل ممالك هند ( 8 ) پ س ك م : ملك داهر ( 9 ) م افزايد : جيسيه ملك در ( 10 ) م : آنها ( 11 ) ب : استعانتى ( 12 - 12 ) اين جمله در نسخ پ م : موجود نيست ؛ نسخه س « اميد امدادى تواند » بجاى « اميدوار مددى توانيم » دارد ( 13 ) س ك : ملكى