جنكن و عورا او كايا « 1 » گويند از بلاد چتور « 2 » . آنجا باستاد ، و علافى از وى جدا شده تا ببلاد طاكيه « 3 » رفت « 4 » و قصد نمود به خدمت ملك كشمير ، در حوالى روستان « 5 » بر سر حد رويم « 6 » - و آن زمين هامون و صحرا است . پس از آنجا بر راى جيترى « 7 » بنبشتند ، و آن دار الملك در كوه است ، و گفت :
به اختيار و قبول دل به خدمت آمدم .
رفتن علافى بر راى كشمير « 8 »
راى كشمير « 9 » نبشتها خواند و مثال فرمود كه از مضافات كشمير موضعى است كه آن را شاكلهار « 10 » گويند ، در اقطاع علافى « 11 » كردند .
« 12 » تشريف دادن راى كشمير مر علافى « 13 » را « 12 »
پس آن روز كه ملاقات كردند پنجاه سر اسپ تنگ پشت با دويست تشريف گرانمايه باصحاب او داد . پس جهم « 14 » بن سامة الشامى را بر اقطاع شاكلهار فرستاد . چون بار ديگر به خدمت راى كشمير رفت ، او را باعزاز و اكرام پيش آورد ، (
f 103 a
) و چتر و كرسى و ناوا ( ؟ ) و دولى فرمود ، و آن شرف مر پادشاهان بزرگ را باشد . [ و ] با حرمت و حشمت او را بر سر اقطاع بازگردانيد به زمين سهل . چون مدّتى آنجا مقام كرد ، تا بعد مدتى به شاكلهار هلاك شد و جهم « 14 » بن سامه بجاى او بنشست ، و نسل او تا اين غايت برقرار است . و مساجد بنا كرد « 15 » ، و قدر و منزلت بكمال يافت . و ملك كشمير او را محترم داشتى .
هامش
( 1 ) س : جيكن و عورا اولجا
( 2 ) ب س : جنور ؛ پ : چترور
( 3 ) م : طاقيه
( 4 ) م :
كرد و رفت
( 5 ) پ ك م : روستاء ؛ ح : روسنان
( 6 ) ب ح ك : روم ؛ م : كه در حوالى روستاء بر سر حد رويم است
( 7 ) بر وفق قراءة نسخ ب ح ؛ پ : چنسر ؛ س : چيزى ؛ ك :
چترى ؛ م : خبرى
( 8 ) پ س ك م : رفتن جيسيه بر رانهء كشمير ؛ و نسخه ب بران افزايد :
و غيره ؛ امّا اين عنوان ظاهرا غلط است
( 9 ) ب ك ندارد : راى كشمير
( 10 ) س :
شاكلها ؛ م : شاكلهاء
( 11 ) در جميع نسخ : جيسيه ، كه ظاهرا سهو است
( 12 - 12 ) اين عنوان در نسخ ب پ ك موجود نيست
( 13 ) م : جيسيه داهر ، كه ظاهرا سهو است
( 14 ) ب ح ك : جهيم ؛ م : هميم
( 15 ) ب س م : كردند