تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
بينى بلند نك‌دراز كه نك آن تا روى لب آمده باشد افكار شوم ماليخوليائى و تلخ‌زبانى و طعنه و نيش به اين و آن و غمگينى . بينى نك تيز بدذاتى و مفسده‌جويى . بينى پهن خوش‌جنسى و خودمانى طبعى . بينى از بيرون پر سوراخ گشاد حق‌شناسى و بينى تنگ و مخصوصا دماغى كه از دو طرف سوراخ‌هاى آن فشار آمده باشد بىچشم و رويى و هرچه فشردگى زيادتر بىچشم و رويى و ناسپاسى و گربه‌صفتى زيادتر و كسى است كه صد ساله محبت را به كمترين دلخورى فراموش مىكند و بنا به مثل معروف پنج انگشت را عسل كنى به دهانش ببرى گاز مىگيرد و بينى ناهموار بىطرفى مىباشد .

گوش

گوش‌ها نيز داراى سخنانى مىباشند . به اين صورت : گوش بزرگ كه از حد اعتدال بزرگتر باشد علامت قدرت و نيرو و جرأت و شهامت و اينكه صاحب چنين گوشى بدنش بر عقلش مسلط بوده در ماديات پيشرفتش زيادتر از معنويات داشته حاكميت جسم بر روح و احساسش قوىتر مىباشد . گوش كوچك علامت ضعف و زبونى و جبن و كم‌دلى ، اما هوش و استعداد فراگيرى بسيار و اينكه صاحب چنين گوش را عقل و خرد بر خواهش‌هاى دل و جسمانيات مسلط مىباشد . لبهء بلند گوشها نشانه خودخواهى و لبه كوتاه نشانه فروتنى و گوش رنگ‌پريده تسلط صاحب آن را بر نفسانيات گواهى داده و گوشهاى سرخ رنگ فعاليت و توان و پشتكار و استقامت را مىرساند . همچنين گوش كوچك علامت ابتكار و انديشه و مهربانى و گوش بزرگ كم‌مهرى و توقع مهربانى از ديگران و عدم ابتكار و اينكه صاحبان گوش بزرگ فقط به درد كارهاى جسمانى خورده امور باريك و مسائل عميقه و دقيقه را قادر نمىباشند و از اين ميان معلوم مىكند كه گوش متوسط كه از حيث رنگ نيز به اعتدال باشد بهترين
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 606 | جعفر شهرى باف