سياه ) يا ( آمله ) ميشستند . و براى ريزش مو روغن مورد يا ( روغن بابونه ) ميماليدند .
خواص و اثراث رنگ مو
چنانچه در بالا گفته شد رنگ مو نيز از خصوصيات بارز آن بود كه تا چه حد پسنديده و ناپسند بوده باشد و مقبولترين ، در آن روزگار تيرگى آن بود كه هرچه زيادتر به خرمائى و سياهى مشكى ميگرائيد جالبتر ميآمد و هرچه بىرنگتر و كمرنگتر بود نامقبولتر و نامطبوعتر از همه موى بور و زرد و صاف و ابريشمى و افتاده بود كه كمتر جلبنظر مينمود . همچنانكه هرچه ابرو پرتر و پرپشتتر و كشيدهتر و پيوستهتر و سياهتر و چشمان هرچه درشتتر و سياهتر و داراى مژههاى سياه بلند بود طالب زيادتر پيدا مينمود و تنها جملهاى كه بس بود تا خواستگار مخالفى بر زبان آورده داماد را از زن يا دخترى دلسرد نمايد آن بود كه بگويد :
( بور وير ) خاصه اگر با بورى و كمرنگى مو ، زاغچشمى نيز همراهش شده بود كه بگويد ( زاغ و بور و ، وير و وارفته ) كار را خراب بكند . در اينجا شايد براى خواننده اين سئوال مطرح شود كه پسند و نپسند دختر چه ربطى به ديگران ميتوانست داشته باشد ؟ ! و جوابش اينكه بخاطر حفظ شريعت همهكس دختر را ديده دربارهاش نظر بدهد جز آنكه ميخواست با او زندگى بكند !
قيافهشناسى
شايد اين اشتياق و نفرت بر موى سياه و بيرنگ و دقت بر پررنگى آن صرفنظر از اثرات بومى و سرزمينى قسمتى نيز از اثر تعاريف و تكاذيب علم فراست يعنى قيافهشناسى بوده كه علماى آن در كتاب آورده در اختيار قرار داده بودند . در اين نظرات كه موى سست كمرنگ را دليل سستى و بيحالى و تنبلى و خيالات سوداوى و بىثباتى و عدم وفا و كمالتفاتى و كممحبتى و رفيق ميانراهى و