افشان بكنند ، و از پرى و بلندى مو همان بسكه گفته شود كمترين آن موئى بود كه تا مهرهء كمر ميرسيد . و پس از آن گيسوانى كه تا پائين كمر و روى سرينها را ميگرفت و در ميانشان گيسوانى كه بدون سرگيسى « 37 » چون شاخههاى بيد مجنون با خراميدن تا مچ پا موج و شكن مينمود .
در اين صورت دشوارترين كار آرايش زنان شانه كردن گيسوانشان بود و مگر با كمك نفر ديگر بتوانند آن را به انجام ببرند . چه ( خار ) « 38 » كردن اين گونه موها ، مخصوصا كه ( كرك ) « 39 » شده باشند مچ آهنگران و كت خميرگيران لازم داشت و حداقل بين دو ، تا سه ساعت وقت مداوم كه به آن مچ زده كلنجار بروند و به همين حساب براى كارگرانشان در حمام كه در يك صبح تا به ظهر و يا بعد از ناهار تا غروب مگر بتوانند به دو ، سه مشترى برسند ، و از قوت رشدشان همين بسكه در هر نوبت حمام و شانه زدن كه هميار يا دلاك بايد نهايت زور و فشار مچ به كار ببرد مشت بزرگى مو به كنار دستشان جمع شده بود و نقصانى به زياديشان نرسيده بود !
و اينك دستورات و داروهاى زير كه در امراض مو به كار ميآمد : اگر مو رشك و جانور گذاشته بود شب آن را با نفت آغشته دستمال بسته صبح شانه را نخ بسته نخكش ميكردند . اگر نقطهاى از موى سر ميريخت سير كوبيده بسته و گرمى ميخوردند . اگر موخوره شده بود با آب تنباكو شسته لعاب ( اسفرزه ) يا لعاب ( خطمى ) ميماليدند . اگر چرب و روغنى بود با آب نمك يا آب نعنا ميشستند .
براى قوت مو ( مازو ) ى كوبيده يا ( برگ مورد ) ميبستند يا با آب جوشانده ( هليلهء
هامش
( 37 ) . گيسوهائى در اندازههاى مختلف كه به سر گيسها ميبافتند . سرگيسهائى كه هم خودشان ساخته هم آمادهى آن را خرازىفروشها ميفروختند .
( 38 ) . شانه شده ، از هم باز شده ، صاف شده .
( 39 ) . به هم گوريده ، كه نمد شدهاش ميگفتند .