اهل صنعت و هنر و زيبائى و نشاط . صاحب تدبير و انصاف و مروت و سلوك .
خوشگذران و دوستدار عشرت و كامروائى و زيباپسند . با همطالع خود مانند صاحبان طالع باد و آب و آتش در موافقت و پيشرفت و شادى و كام و با ضد طالع خود مانند صاحب ستارهى خاك در عداوت و ناسازگارى و زجر و ضرر . . .
عقرب : از بروج آبى ، مكان ستاره مريخ . در طبيعت سرد و تر و بلغمى . با حالت غيظ و غضب و مشاجره و ناسلوكى و خصومت و منازعه . مردمآزار و خودآزار . كوتاهعقل و شرير و كوتاه فهم و بخيل كه بيش از همه به زيان جانى و مالى خود كار بكند و به همين خاطر كه دچار بسى مشكلات و بليات شود و بسا كه بخاطر بدخلقى و ناصبورى و خطا اطرافيان از خود دور بكند و بسا كه بخاطر تأثير سعادت برج ميزان و ستارهى زهره و برج بعد خود يعنى قوس كه صاحب ستارهء عطارد مىباشد اين احوال در او تعديل يافته در اعتدال بوده باشد . با همطالع خود مثل صاحبان بروج آبى و بادى و خاكى در سازش و سود و با مخالف طالع خود يعنى صاحبان بروج آتشى در اختلاف و زيان و اينكه به مشكلات و ناخوشايندىهايش بيفزايد . . .
قوس : از بروج آتشى ، خانهء ستارهء مشترى . گرم و خشك و صفراوى و ذوجسدين . خوبروى و خوبخوى و خوبكردار و خوشمنش . بلندانديشه و صاحب فكر و صاحب نظر . سريع الحركت و بزرگنهاد و پركار و داراى درك و گيرائى و لياقت در جميع امور . سخى و درستكار و انديشمند و آيندهنگر . با تدبير و كياست . اديب و فاضل و اهل قلم و مطالعه . بىمكر و سخى و صديق و ناصبور و نازكانديش و عميق . متوسط در عفت و شهوت . با صاحبان و موافقان با طالع خود . مثل صاحبان بروج آتشى و بادى و خاكى در سازش و خوشى و توفيق و ترقى و نام ، و با ضد طالع خود مثل صاحبان طالع آبى در زيان و ناكامى و عدم پيشرفت و مذلت و عقبرفتگى . . .
جدى : از بروج خاكى ، صاحب ستارهء زحل . سرد و خشك و منقلب .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص١٨٣