تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
نوشيدن شراب مىكند و آنها كه سخت بىطاقت شده بوده ناچار پذيرفته شراب مينوشند و پس از صرف غذا شهوتشان جنبيده ميل به زن پيدا ميكنند . زن شرط وصالش را از ميان برداشتن معشوق خود كه با بودن او امكان قبول برايش مقدور نميباشد و معرفى خود معلوم ميدارد و ناگزير به كشتن جوان دست مىبرند و با معرفى خود كه زن از آنها طلب اسم اعظم مىكند و ناچار كه اسم اعظم را نيز به او آموخته با وى هماغوش ميشوند ! و در اينجا بوده كه به خود آمده ملاحظه ميكنند در اندك زمانى كه به كيفيت آدميان درآمده بوده ، هم شراب خورده و هم مرتكب قتل و زنا گرديده ، هم اسم اعظم كه از سراير اسرار الاهى بوده تعليم زن كرده‌اند و لذا پر و بالشان سوخته مطرود درگاه و براى هميشه معتكف عالم خاكى ميشوند ! و اسم اعظمى كه با آن كل امور غيرممكن ، ممكن شده از آن جادوگرى پيدا مىشود .

و اما ماجراى پيدايش علم رمل ؟

نوشته‌اند حضرت آدم نبى اللّه از خداوند درخواست علمى جهت دستيابى به مكنونات مينمايد و « اينك اين حضرت آدم كدام آدم ، يعنى آدم پنجهزار و چند صد سال پيش كه بعضى مورخين خودمانى آن را اولين آدم و همراه آفرينش زمين معلوم كرده‌اند ، يا آدمى از هزاران و بيش از آن آدم آنچنانى كه آمده رفته خبرى از ايشان برجا نمانده است بوده و اين نيز كه به عهده‌ى راوى مىباشد » . بهر تقدير درخواستش مورد قبول قرار گرفته در وقتى كه ميخواسته از زمين بلند بشود ، اثر انگشتان از سبابه تا انگشت كوچك دستش به روى شن و ماسه‌هاى زمين ميماند و جبرئيل نازل شده ميگويد آنچه خواهشت بوده و ميخواستى در همين چهار اثر بوده ، كه اركان آفرينش زمين و زمان مىباشد و احكامى كه از آن صادر مىشود برابر دانه‌هاى ريگهائيست كه از انگشتانت نقش گرفته است و برايش به شرح حالات و اثرات آن چهار اثر ميپردازد ، به اين گونه كه :