تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
سياه كردن و تفريق « 53 » ، نظر قربانى ، ببين و به ترك « 54 » ، دعاى نظر . طشت حلبى ، قورى ، استكان ، نعلبكى گلى . كفش چرمى ، كفش قندره « 55 » ، دمپائى تيماج ، سفيداب حسن يوسف ، روغن مار براى موى سر ، روغن جلا براى برق صورت ، سرمه‌ى مغز قلم براى قوّت چشم ، سرمه‌ى سنگ براى آب‌ريزش چشم ، سرمه‌ى بادام براى خنكى ، براى چشمهائى كه از غلبهء حرارت سرخ و ناراحت شده بود . البسه‌ى دوخته مانند پيراهن كوتاه ، شلوار بلند ، شليته ، چاقچور « 56 » ، روبنده « 57 » ،
هامش
( 53 ) . پشت و روى آن چسب را نام طرفين موردنظر كه بايد از هم جدا شوند نوشته وسط مجسمه‌ى گلى نهاده در قبر كهنه دفن ميكردند . ( 54 ) . چشم گوسفند قربانى را كه نيمه‌جان بود درآورده به نظر قربانى نخ ميكردند . خيلىها هم از نظر گناهش از آن خوددارى ميورزيدند . سنگى نيز به شكل مردمك چشم گوسفند بود كه به آن « ببين و به ترك » ميگفتند . ( 55 ) . كفشى با پاشنهء سه چهار سانتى از چوب كه در راه رفتن صدا كرده جلب توجه مينمود . اولين كفش پاشنه‌بلند براى زنان . ( 56 ) . شبيه شلوار جورابى ، با بالائى گشاد و مچ پاى تنگ از پارچه سياه . ( 57 ) . حجاب صورت . پارچه‌اى به پهناى دو وجب در طول يكمتر مشبك شده در جلوى چشم كه از زير چادر به سر بسته جلوى صورت مىآويختند .