بادله « 46 » ، موچين ، مقّاش ، كيسه حمام ، سنگپا ، ليف تورى ، ليف كدو ، النگو ، گوشواره ، گلوبند بدلى شيشهاى و برنجى ، خلخال ، چارقد تور ، چارقد قالبى « 47 » ، سر خشككن سفيد و رنگين ساده و گل چغندرى ، جواهر بدلى ، گل زلف ، صابون برگردان براى سرشوئى ، صابون قمى براى صورت ، صابون بادامى براى بزك « 48 » ، ميل وسمه ، قاشق آبرنگ « 49 » ، سرمهدان سنگى ، فلزى تا مخمل ، وسمهجوش ، فر قشويى ، فر لولهئى ، كجى آبى « 50 » براى جلوگيرى بچه از خطر ، كس گربه ، مهر گياه ، مهرهء مار براى محبّت « 51 » ، پيه گرگ « 52 » ، چوب تابوت براى
هامش
ريخته ، ظرف روغن كنجدى روى آتش نهاده مايع را با فشار مختصرى كه بدستمال وارد ميكردند از منافذ آن خارج و به صورت زيگزاگ و پس و پيش و روى هم تا به اندازهء قوطى كبريت بشود در روغن ريخته پس از اندكى با كفگير مخصوص بيرون آورده رويش قند سائيده و زنجبيل يا مختصرى فلفل و دارچين ميپاشيدند . طرز پختن اين شيرينى بسيار استادانه بود كه بايد بفوريت مايع را با فشارهاى پشت هم در روغن اندازند .
( 46 ) . پارچهء روى سر عروس .
( 47 ) . پارچهاى پرآهار كه چون بسر ميكردند اطراف آن باد كرده و شق و رق ميايستاد .
( 48 ) . صابونى بىتيز آب لطيف كه پس از رنگ و حنا و وسمه و روناس براى شفافيت و برق روى ابرو ميماليدند .
( 49 ) . قاشق نازك دمدرازى كه با آن وسمه به روى رنگ و روناس ابرو كه مثل حنا به آن بسته بودند ميدادند . ترتيب آن نيز چنين بود كه آئينهاى برابر نهاده از يك گوشهء ابرو آب وسمه ريخته سر را مايل داشته از طرف ديگر ريخته سر را از آنطرف مىگرفتند .
( 50 ) . گل پخته مانند خرمهره كه معتقد بودند خوردن سائيدهء آن منع حمل مىكند .
( 51 ) . مهره مار را معتقد بودند كه دارنده را به نظر خلق و خلايق عزيز و محبوب ميدارد . علامت اصالت آن اين بود كه اگر آنها را در بشقاب كه جفت بايد باشند يا در نعلبكى سركه اندازند خود را بهم ميرسانند و هرآينه كسى با آن به دكان نانوائى تافتونى وارد شود نانهاى تنور فرو ميريزند و در دست داشتن آن بيننده را مطيع و تسليم دارنده ميدارد كه تا حد جان هرچه خواهش از او شود پذيرا ميگردد ! و اما دستور تحصيل آنچنين بود كه ميگفتند بايد مردى كه شلوار متقال يا كرباس آبى به پا داشته باشد هنگامى كه مارهاى نر و ماده را با هم در حال جفتگيرى بنگرد شلوار را از پا درآورده روى آنها اندازد ، هرآينه مهره در شلوار افتاده باشد اثرش بينهايت است و هرگاه در غير شلوار باشد اثرش كمتر و خواص نان از تنور ريختن در آن نميباشد . كولىها و فالبينهاى دورهگرد سنگهاى سياه و سفيد ميان شنهاى نهر و رودخانه را كه به شكل لپه عدس بود فراهم كرده به اسم مهرهء مار به فروش ميرساندند .
( 52 ) . از ديگر اعتقادات بود كه پيه گرگ سياهى و زشتى ميآورد كه هوودارها و دشمندارها دربارهء دشمنان كه به وسائلى به تن و رختشان ميماليدند اعمال ميكردند .