وقتگذرانىها بساطىها - خردهفروشها
از اين ساعت ، ديگر شهر از سكوت و خاموشى مطلق صبح خود كه تا آن ساعت بيشتر مشابه روزهاى تعطيلات رسمى ، مانند روزهاى قتل و عزاهاى بزرگ مينمود ، بيرون آمده ، جنب و جوش در مردم پديد مىآمد و تقريبا دكاكين باز شده و اياب ذهاب برقرار مىگرديد ، تا چيزى به غروب مانده كه دو مرتبه مردم به خانهها بازمىگشتند .
وقتگذرانى مردم در اين ماه بيشتر در مساجد و صحنهاى امامزادهها و زيارتگاهها و اين قبيل اماكن بود كه مسجد شاه در درجهء اول آن قرار مىگرفت .
اين مسجد كه وسعت جلو خان آن زيادتر از وسعت فعلى آن بود و كف آن با كف ( بازار عطرفروشها ) « 1 » مساوى و خيابان بوذرجمهرى از جلو آن رد نشده بود ، با سردرى شبيه سردر ورودى فعلى مدخل آن با پنج پله از بازار جدا مىگرديد .
محلّ اجتماع بساطىها و خردهفروشها و دستفروشها و داخل آن مكان معركهگيرها و مسئلهگوها و مرثيهخوانها بود كه هريك براى خود مشتريانى
هامش
( 1 ) . تكه بازارى شرقى - غربى حدود پنجاه قدم از غرب جلو خان مسجد شاه تا اول بازار بزرگ ، و پس از آن بازار مسگرها و بازار مرغىها و بازار چينىفروشها ممتد به طرف چهارراه گلوبندك كه كلا در خيابانكشىهاى زمان رضا شاه خراب و خيابان گرديدند .