داشتند .
بساطىها و خوردهفروشيهاى ( جلوخان ) در اين ماه به نهايت مىرسيد ، زيرا اين محلّى بود كه هركس متاعى از ارزشمند تا بىارزش از هر قبيل داشت ، در اين ماه به آنجا مىآورد و براى فروش عرضه مىنمود و مشتريانشان هم آنهائى كه در انتظارشان بودند ، چه بسا در ميان اجناسشان امتعهى جالب و گرانبها بچنگ ميآمد .
اشيائى كه در جلو خان « مخصوصا در اين ماه » عرضه مىشد ، بايد فرسوده و مستهلك و كاركرده و دست دوم و چندم باشند و بيشتر جل و بنجلهائى كه كمتر مصرف حتمى و متعارف داشته باشد و اشياء نو و كار نكرده كمتر مىتوانست در آنها راه بيابد مگر اواخر كه نوفروشها هم در آنجا راه يافته بودند و اشيائشان عبارت بود از اقسام قفل ، از يك پيچه و دو پيچه « 2 » ى دراز و كوتاه وطنى ، مانند قفلهاى در ضريحهاى امامزادهها و قفلهاى خارجى كليدى و حروفى و رمزى بزرگ و كوچك . بشقاب پيالههاى مسى و برنجى ساده و قلمزده . زير استكانى و انگاره « 3 » رنده و ارّه و مقار و متّه كمانه و گيره دستههاى چوبى نجارى . پتك و چكش و انبر و سيخ كورهى آهنگرى . اسباب و ابزار پينهدوزى از قبيل ميز چهارپايههاى پايه كوتاه و گاز و ميخكش و چكش و سوزن و درفش و سندان و مشته . ماله و تيشه و شاقول و طراز و گونياى بنّائى .
ذرع و نيم ذرع بزّازى . غربال و سرند ريز و درشت لانهزنبورى زهتاب « 4 » رزازى « 5 » .
هامش
( 2 ) . با پيچاندن كليد در ته قفل زبانه از برگردان قفل جدا شده و باز ميشد و چون سارقان راه باز كردنشان را با عقب كشيدن زبانه ياد گرفتند آن را دو پيچهء نمودند كه نوبتى كليد از راست و نوبتى از چپ در آن پيچيده شود تا باز بشود .
( 3 ) . جا استكانى .
( 4 ) . غربالهائى كه بجاى مفتول زه تابيده ( رودهى تابيده ) در آنها به كار برده ميشد كه هنوز هم مورد استفادهى بوجارها ميباشند .
( 5 ) . رزّاز ؟ كلىفروش دانهها و حبوب .