خود و بازماندگانتان باشد خداحافظى ميكردند .
اما تا شب چهلم هنوز غدغن ، بلكه ننگ و عيب بود تا اقدام به اصلاح سر و ريش خود كرده زنها دست به سر و روى خويش برده آرايش نمايند تا در اين شب كه بزرگترى از مردان فاميل سلمانى خبر كرده ، دستور اصلاح صادر مينمود و از زنها بزرگتر و گيسسفيدى « اگر صاحب مرده جوان و تازهعروس و مثل آن بود » قواره پارچهاى با قالبى صابون و مقدارى حنا جلووش گذارده با جملات :
خوب نيس زن جوون بيشتر از اين سياه به سر داشته باشه . بيشتر از سه روز كراهت داره زن جوون سياه بپوشه . اون جاى حق رف خدا رحمتش كنه مائيم كه همينطور داريم گور خودمونو تنگ ميكنيم . ما هم پدر و مادر و عزيز دل و نور چشم داشتيم چى شد ؟ تا آخر عمر كه سياه نپوشيديم . مردن ، رفتن ، مام ميميريم ميريم . تا بوده همين بوده . گيرم ده سال ديگهم سيا پوشيدى آخرش كه چى ؟
بسه ديگه ! سياهاتو پوشيدى . برو حموم از عزا بيرون بيا ، رختتو عوض كن بذار باقى ديگهم از عزا بيرون بيان . عوض اين كارا روزى يه سوره قرآن براش بخوان بهتر راضيه ، و مطالبى از اين قبيل تكليف حمام و تعويض لباس ميداد و از عزا بيرونشان ميآورد . ليكن اگر متوفى پدر يا پدربزرگ يا مادر و مادربزرگ يا شوهر بود لا اقل تا سر سال سياه تن يا چارقد سياه سر باقى ميماند و چنانچه وصلت و عروسى و چيزى مثل آن در پيش بود تا همان مدت به تأخير مىافتاد و فقط فاميل درجهء دوم بودند كه ميتوانستند از ( چلّه ) ببعد سياه از خود دور بكنند .
قابل ذكر است كه مرگومير اجزاء دولت آداب و رسومى جداگانه داشت ، از جمله آنكه اگر مرده شخصيت و صاحب مقام و منزلتى مانند امير و وزير و مثل آن بود تا سه روز و اگر جز آن و كارمند جزء و دون اشل بود تا نصف روز و حد اقل تا دو ساعت « كه آن هم نصف روز را در برميگرفت » آن اداره و وزارتخانه به پاس احترام او تعطيل ميگرديد و همين اداى احترامات نيز بود كه دواير مهم پرعضو را غالبا در حال تعطيل يا نيمهتعطيل نگاه ميداشت ، از آنجا كه
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٨٢