كرده تقاضاى رسيدگى و مساعدت مينمود و از اين هنگام بود كه راه استفادهى اطرافيان باز شده انجام كارش حواله به هركدام شده بود نانى بود كه در دامان همه ميافتاد و لفت و ليسى بود كه به نسبت درخواست برايشان فراهم ميآمد ، علاوه بر حق خود آقا كه به اسم پول ( نمك آشپزخانه ) و ( نعلبندى اسبها ) و مثل آن براى وى مطالبه و دريافت ميگرديد ، علاوه بر بستىها و فرارىها كه در جلو خان به نظر ارباب رسيده التماس معاضدت ميكردند و دراويش و فقرا و قلندران و شعرا و مداحان كه با دادن و سپردن قبول حق و حساب و فرستادن پيشكش ، تحفههاى قبلى به نوكران در اين مكان اشعار و مدايح و درخواستهاى خود را بعرض ميرساندند و در واقع محل كسب و كار آقا و زيردستان و جيرهخواران كه يك قسمت از عوايدشان از همين جلو خان تأمين ميگرديد و واى به حال درمانده و مضطر و بىاطلاعى هم بود كه بدون گذراندن مراحل قبلى ، يعنى پول چاى و پول توتون چپق و شيرينى قابل توجه نوكران بخواهد پا به جلو خان ، مخصوصا هنگام تشريففرمائى آقا بگذارد ! و همين حال را داشت سرطويله جهت مجرمان و متهمان و گناهكاران كه بهترين مكان و امنترين محل حفظشان از تعقيب و مجازات ميآمد ، كه البته آن نيز شامل آن بود كه با خود پول و رشوه و تقديمىاى آورده ، يا قابل اعتماد و اعتبار بوده باشند ؛ طويلهاى شامل چهارصد ، پانصد متر مساحت در سقفها و پوششهاى مناسب و در و در بچهها و هواكشهاى حساب شده و آخوربندى و حوض كمعمق آب براى شستشوى اسبها و جاى كالسكه ، مركبها و انبارهاى زين و عليق و نعلبندى و يراق تجهيزات اسبها ، در اين قانون جهت پناهندگان كه خود را با زنجير ، يا ريسمان به پاى يكى از آخورها بسته منتظر ورود و سركشى ارباب كه آن را ميرآخور فراهم مينمود ميگشتند و اين ملتمسترين احوالى جهت شاكى و متظلم و موفقترين اقدام براى پناهنده بود كه با توفيق ورود به آن خرجهاى گذراندهاش بىمصرف نگرديده تقريبا كارش نزديك به اصلاح ميگرديد .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص١٩٣