قراول و يساول .
ميدانگاهى يا جلوخان اين ابنيه ، يا ( بست ) عبارت بود از فضاى طاقنمابندى شدهاى ، تميز سنگفرش شده ، در مساحت سيصد چهارصد متر به بالا كه صبح و عصر آب و جارو شده ، آماده براى ركاب « 5 » ارباب ميگرديد . مضافا بر اينكه با همهء وسعت اندرون كه دهها كالسكه در هر قسمت آن جاى ميگرفت و ارباب ميتوانست از پاى عمارت پا در ركاب بگذارد ، اما ارجح بود كه در جلوخان سوار و پياده شده ابّهت و عظمت و شكوه و جلالشان به رخ مردم كشيده بشود و اگر هم احيانا به تظلم شاكيان عنايت آمده فرموده آن كار در آنجا به انجام رسيده اسباب دخل و درآمدى جهت نوكران و جيرهخواران باشد ، كه البته چگونگى آن طرح سئوالى را براى خواننده باز مىكند ؟
ارباب با وقار هرچه زيادتر و سر و بر آراسته و البسهء فاخر و ملبوس گشاد به روى هم پوشيده تا جثّهء او را هرچه بزرگتر و پرهيبتتر نمايد از اندرون بيرون آمده سلانه سلانه جلو ميآمد كه پا در ركاب اسب يا كالسكه بگذارد و غلامان و نوكران در دو طرف جلو خان دستها به پر شال و قلاب كمربند با سرهاى پائين انداختهى بگريبان فرو برده تا هرچه بيشتر بزرگى ارباب و شكوه تشريفات اين سوارى را تكميل بكنند صف ميبستند و متظلمى كه قبلا پيشكار يا ميرآخور يا كالسكهچى يا ركابدار را ديده زير سبيل او را چرب كرده رخصت و فرصت يافته بود جلو آمده به روى قدمهاى ارباب ميافتاد و گريهكنان و دعاگويان به جان خود و متعلقات ارباب و درخواست صدها و هزارها سال عمر باعزت براى او اگر كاغذى داشت به روى كفشهايش ميگذاشت و اگر نداشت مطلبش را عنوان
هامش
آنها پس از تقسيم و تخريب و فروش به اين و آن حمام عمومى شده در به آنها از معبر عام داده در استفاده عموم قرار گرفت .
( 5 ) . پياده سوار شدن از اسب و كالسكه .