تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
بىخشتك و خشتك‌دار كه خشتك نوع دوم آن تا وسط پا آويزان ميشد و ميله‌هاى توپ پارچه‌هاى خوب و بد از فاستونى و شال و ماهوت و ( گاواردين ) و ( كانگا ) ، در رنگهاى قهوه‌اى و سياه و آبى و قرمز و آلبالوئى و سبز « 58 » براى لباسهاى سفارشى قباها و مرادبگىها و سردارىهاى اين بازار معمولا از جهت قناعت در مزد و مصالح و بدريخت نشدن و بد نايستادن دهانه جيب داشتند ، اما جيبهايش را نداشتند ، كه به جيب بىته . . . . . هايشان مثل ميزدند ، مگر آنها كه سفارشى خواسته دستور جيب داده باشند و شلوارهايشان كه تنبان ناميده ميشد عموما ليفه‌اىبندى كه باز مزد و مصالحش كمتر شده بند آن مربوط به خريدار ميگرديد . تا صورت يك تنبان و تنبان‌پوش را مجسم كرده باشم ميگويم تنبان شلوارهائى در پاچه‌هاى بس گشاد و خشتك‌هائى بلند آويخته بود كه ميان پا آويزان شده ، گوئى چيزى در آن افتاده هنگام راه رفتن به اين سو و آن سو مىافتاد و ليفه‌ى آن مجرائى در كمر او كه بندى از آن گذشته بكمر گره خورده محكم ميگرديد و بند تنبان تسمه يا نوارى از نخ يا پشم يا ابريشم دست‌باف يا جولاباف سفيد خود رنگ و الوان در رنگهاى اصلى زنده و ابريشمىها و گرانقيمت‌هاى آن با گل و منگوله‌ها و شرّابه‌هائى شبيه سر منگولهء تسبيح از نخ‌ها و رشته‌هاى طلا و نقره و آويزهاى مرواريد و ياقوت و زمرد يا اشرفى ، پنجهزارى ، تومانى زرد كه از جلو تنبان بر زير شكم گره شده آويز ميگرديد و در حركت تلوتلو خورده ، صدا و جلب‌نظر مينمود . بند تنبان‌هائى كه جهت پاكدامن‌ها و عفيف‌ها و خوددارها و نجيب‌ها آن را ( محكم ) و در بىعفت‌ها و هرزه‌ها ، مخصوصا اگر خوب صورت سست استخوان بود آن را ( شل ) ميگفتند ،
هامش
( 58 ) . قباها به همه رنگ اما رنگ سبز و آبى و آلبالوئى زيادتر از همه مورد پسند بود كه داش‌مشدىها و جوجه‌مشدىها بتن ميكردند و قرمز و سرخ آتشى آن مخصوص فراشها و نوكرباب‌ها و نوكرهاى دربار بود كه علامت انتسابشان به زور و قدرت ميآمد ، رنگى براى ارعاب مردم ، مخصوصا هنگام مأموريت بايد بتن داشته باشند مانند كلاه افسران امروزى كه براى نشان دادن خود اگر به لباس سويل هم ملبس باشند آن را براى نمايش در روى صندلى اتوموبيل يا پشت شيشه آن ميگذارند !