تورانيان چون گرفتارى برزو را مىبينند ناراحت ميشوند و بدستور افراسياب به سوى فرامرز حمله مىكنند تا برزو را نجات دهند ، ولى بيژن ، زواره ، گرگين ، گودرز و گيو از يكسو و فريبرز و طوس از سوى ديگر با سپاه افراسياب مىجنگند و تعدادى از افراد او را مىكشند و افراسياب ناچار مىشود كه به توران برگردد . زمانى سپرى مىشود باز هم افراسياب به فكر جنگ با ايران مىافتد .
افراسياب براى جنگ با كيخسرو ، شيده و پيرانرا روانهء ايران مىكند . كيخسرو بسيج داده و سپاه آمادهء كارزار مىشود .
سيصد نفر از مردان شمشيرزن و جنگجو فراهم آمده آمادهء جنگ ميشوند . كيخسرو سى هزار مرد جنگى را برستم جهانپهلوان ميسپارد تا به سيستان رود . تعدادى را به لهراسب ميدهد و او را نيز روانه جنگ با افراسياب مىكند . سى هزار نفر به اشكش ميدهد و سپاه ديگرى نيز به گودرز ميدهد و به او ميگويد كه « همراه گيو - گرگين - زنگه و گستهم به مرز ايران و توران رود . » بنا بفرمان كيخسرو ، گودرز ابتدا با پيران به نرمى سخن ميگويد و پيشنهاد سازگارى به او ميدهد ولى پيران جنگ را ترجيح ميدهد . از لشگر
گستهم به جنگ فرشيدورد مىرود و بيژن گستهم را يارى مىكند . از مجلس بيست و يكم مينياتورهاى شاهنامهء خطى فردوسى شماره 4336 قرن دهم هجرى متعلق به موزهء ايران باستان
هامش
- گرسنه و تشنه و خسته شده بودند بنا به پيشنهاد رستم دست از نبرد مىكشند و براى خوردن غذا و استراحت مدتى از هم دور مىشوند . برزو نزد مادرش و رستم پيش پهلوانان ديگر بر سر سفره مىنشيند . گرگين پيشنهاد مىكند كه غذاى مسموم براى برزو بفرستند تا نيازى بجنگ دوباره نداشته باشند . آنها اينطور مىكنند ولى روئين پسر پيران ويسه كه شكارى را دنبال كرده بود و نزد برزو آمده بود برزو را از خوردن آن غذاى مسموم باز ميدارد . بالاخره جنگ رستم با برزو دوباره آغاز مىشود . و اينبار باهم كشتى مىگيرند و برزو زمين مىخورد . رستم خنجرش را بيرون مىآورد كه سر برزو را از تنش جدا كند « شهرو » مادر برزو فرياد مىزند « دست نگهدار او را نكش چون او پسر سهراب و نوهء خودت است » رستم لحظهاى مىانديشد و خنجر را از دستش به زمين مىاندازد و نشانيهاى واضحترى از مادر برزو ميخواهد و بالاخره رستم يقين مىكند كه او نوهء خودش است . جشن بسيار بزرگى بافتخار برزو و پيوستن او به پهلوانان ايران برپا ميدارند . از آن پس برزو هميشه همراه رستم و زواره و فرامرز و گيو و بيژن و ساير دلاوران ايرانى و خويشان خود در ركاب شاه كيخسرو بنفع ايران و بزيان توران مىجنگد .