تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
مازندران را داده بود - به تخت سلطنت مازندران نشانيد . سپس سپاه ايران و كاووس شاه و رستم به پارس بازگشتند . هنگام بازگشتن كاووس شاه بايران جشن مفصلى در همهء شهرهاى سر راه شاه گرفته بودند و آذين بزرگى بسته بودند . شاه كاووس نيز جشن بزرگى بمناسبت پيروزى بر ديو سپيد و شاه مازندران برپا ساخت و پهلوانان و فرماندهان سپاهش را به اين جشن دعوت كرد و مدتى باهم به عيش و نوش مشغول بودند . رستم چند روزى در خدمت شاه بود و سپس اجازهء رفتن به نزد زال پدرش گرفت و بسوى زابل رفت . كاووس شاه پس از رفتن رستم به طوس و گودرز سپهبدى و فرماندهى سپاه داد و سپس عازم جنگ با شاه هاماوران شد . كاووس شاه هنگام رفتن به جنگ هاماوران با سپاهيان خود مدتى در زابل مهمان رستم و زال بود ، با وجودى كه شاه هاماوران با متحدين خود مصر و بربر براى مقابله با سپاه ايران آمده بود ، از شاه ايران شكست سختى خورد و تسليم او شد و از شاه امان خواست و خود را خراجگزار شاه ايران دانست . مدتى گذشت ، كاووس شاه شنيد كه شاه هاماوران دختر زيبائى دارد كه براى همسرى او مناسب است . او خواستگارى پيش پدر دختر فرستاد و از دختر او خواستگارى كرد . كاووس شاه قول داد كه كشور هاماوران و خود شاه هاماوران هميشه در امان باشند و از گرفتن باج و خراج هم صرفنظر كند . شاه هاماوران زياد به اين ازدواج خوشبين نبود و سودابه دختر خويش را خواست و با او در اين امر مهم مشورت كرد و گفت « سودابه تو مايل هستى كه همسر شاه كاووس شوى ؟ » سودابه به اين ازدواج تمايل نشان داد و شاه هاماوران حيله‌اى براى گرفتار كردن كاووس شاه به كار برد ، ظاهرا حاضر شد كه دختر خود سودابه همسر شاه ايران شود ولى قلبا راضى به اين ازدواج نبود و شاه ايران را دشمن خود مىپنداشت . شاه هاماوران دستور داد كه جشن مفصلى گرفتند و سيصد كاووس شاه از سودابه دختر شاه هاماوران خواستگارى كرد و گيو گودرز و طوس را براى آوردن او بايران به هاماوران فرستاد . از مجلس يازدهم مينياتورهاى شاهنامهء خطى فردوسى شماره 4336 قرن دهم هجرى متعلق به موزهء ايران باستان
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى ) — صفحة 380 | غلامرضا معصومى