مربوط به مسلمانان نبوده و مربوط به جماعتى از يهود است . غافل از اينكه عكس اين پيشنهاد هم وجود دارد چنان كه با حفاريهاى شاهتپه آقاى آرنه ثابت كرده است كه در اوائل اسلام اهميت زيادى به جهت دفن داده نميشده است اين دانشمند در 6 ترانشه حفارى كرده و طبقه اول يعنى بالاترين سطح از هر ترانشه مربوط به قبور اسلامى بوده و جهت خوابانيدن مرده در هريك از ترانشهها نسبت به شمال ثابت فرق ميكرده است حتى در يك ترانشه اين جهت براى دو جسد مسلمان نيز فرق ميكرده است .
حفارى آرنه در شاهتپهء گرگان
آقاى آرنه در صفحه 22 كتاب « حفريات در شاهتپهء ايران » كه قبلا ياد شد راجع به سفال دوره اسلامى ميگويد :
« سفال دوره اسلام از تقسيماتى كه در نقاشى و لعاب روى آن دادهاند فورا شناخته مىشود . سفالهائيكه از 16 تپه در حوالى گرگان بدست آمده و همگى چرخساخته هستند و چندتا از آنها برنگهاى خاكسترى زرد يا قرمز بوده و قطعاتى از سفال 30 تپه ديگر كه در بررسى همين سرزمين يافت شدهاند و بعضى داراى لعاب بوده و به سفال لعابدار معروف شدهاند همگى متعلق به دوره اسلامى هستند . آقاى آرنه پس از كامل كردن شرح سفال دوره اسلامى و طبقهبندى آنها در صفحه 40 همين كتاب تحت عنوان « طبقهء يك »
( Stratuml )
طرح شماره 22 از ترانشه
AL
مىنويسد :
ترانشه
AL
« در ارتفاع بين 20 ر 6 + تا 40 ر 6 + متر يعنى 60 ر 1 متر بالاى جديدترين قبور قبل از تاريخ 6 اسكلت مسلمان يافت شد . همهء آنها دراز كشيده بودند و جهت آنها خارج از قاعدهء دفن مسلمين يعنى شمال