را نيز شامل شود و قبرها زير اين خرابهها قرار گرفته باشند . بههرحال به همان دليلى كه ما نميدانيم مطمئنا چگونه اين قبرهاى عميق كنده شدهاند ممكن نيست كه قاطعا دورهء آنها را نيز بدانيم و فقط در يك صورت ميتوانيم قطعا دورهء آنها را بگوئيم كه فورا جائى يا محلى را در زير خرابه ديگرى پيدا كنيم كه دستنخورده و سالم باشد .
تراشه
CI
آقاى آرنه در صفحهء 51 كتاب « حفريات در شاهتپه ايران » راجع به قبرهاى اسلامى كه در طبقه اول ترانشه
CI
يافت شدهاند و با طرح شماره 32 محل يكيك آنها را در جاى اصلى خودشان نشان داده و جهت هر قبر را كاملا روشن ساخته در اينباره چنين ميگويد :
« در كفى كه در ارتفاع 20 / 6 + تا 10 / 7 + مترى قرار داشت لااقل تا نيم متر زير سطحى از زمين 26 اسكلت انسان مسلمان يافت شد كه از يكديگر جدا بوده و همهء آنها روى طرف راست دراز كشيده بودند و سر آنها شمالغربى و پاهايشان جنوبشرقى را نشان ميداد .
صورتها به طرف جنوبغربى مستقيما به سمت مكه بود . ( ش 92
Fig 32 -
لااقل هشتتا از اسكلتهاى مسلمان اين ترانشه به بچهها تعلق داشت .
پائينترين اسكلتهاى مسلمانان در طبقهء 1 در همين سطح در كف بالاترين قسمت طبقهء
IIa
قبل از تاريخ قرار گرفته بود و اين يك امر طبيعى است كه اشياء مخلوط دو طبقهء مجاور در مرز آن دو طبقه يافت شود .
اشياء مسلمانان در عميقترين قسمت طبقه 1 قرار داده شده بود و بنابراين براى نمونه من تصور ميكنم يك آجر مربعشكل كوچك كه در عمق 40 / 4 + متر در وسط ديوار شرقى ترانشه ( شماره 68
CII
كتاب آقاى آرنه ) سرگردان و به صورت گمراهكننده يافت شده است متعلق بطبقهاى است كه مربوط به دوره اسلاميست . من همين كه يك سرپوش كوچك سفالى را با برجستگى كوچك روى آن در ترانشه
C
طبقه
II
شماره 41 ( كتاب