در قرن دوم ميلادى ايران شش هفت اسقفنشين داشت و در قرن سوم مركز مهم مسيحيان ايران ، شهر « ريواردشير » در ده كيلومترى بوشهر بود و در نتيجه با كشتى بيش از سه يا چهار ساعت با خارك فاصله نداشت . تا وقتى كه امپراطور روم بكيش مسيح نگرويده بود مسيحيان ايران اضطرابى نداشتند ولى وقتى قسطنطين كبير به آئين مسيح روى آورد ، وضع دگرگون شد . مسيحيان ايران ميبايست جاذبهء دولت نيرومندى را كه مسيحيت مذهب رسمى آن بود تحمل كنند . آنها از نظر سياسى مورد سوءظن قرار گرفتند . شاپور دوم ( 379 - 309 ) در 329 ميلادى زجر و آزار آنان را آغاز كرد و تا سال 362 ادامه داشت . از طرف ديگر طى جنگهاى پيروزمندانهاش در سوريه هزاران تن از مسيحيان آن ديار را به شوش خوزستان امروز كوچ داده و نوشتههاى نويسندگان سورى ما را از شهداى مسيحى كه گاهوبيگاه طى دو قرن زجر و آزار جان ميدادند ، آگاه مىكند .
اعلام شوراى كليسائى مسيحيان ايران ( 421 ميلادى ) مبنىبر استقلال آنان و جدائى از كليساى مغرب ميبايست اندكاندك وضع مقامات و روحانيون رسمى ايران را نسبت به آنان تغيير داده باشد . در زمان بلاش ( 488 - 484 ميلادى ) يك شوراى كليسائى بزرگ نظر قطعى داد كه فرقهء نسطورى تنها آئين مسيحيان ايران است ( اين فرقه بخلاف معتقدين بوحدت طبيعت مسيح طرفداران سرنوشت دوگانهء انسانى و الهى عيسى مسيح هستند . ) راهبان نسطورى در اداء فرائض الهى حق رقابت با كشيشان را نداشتند . براى كليسائيان تجرد ممنوع شد و تنها صومعهنشينان بدان مجاز بودند . اين امر نسطوريها را يك قدم به مزداپرستى ، مذهب رسمى ايران نزديك ميكرد . زيرا اينان هم تجرد را روا نميدانستند . . . . » و همين باستانشناس مينويسد : « گذشته از قبرهائيكه در بدنهء صخره مجزاى جزيره محل معابد كنده شده گورستانهاى وسيعى در قسمت شرقى جزيره وجود داشت . اين
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: غلامرضا معصومى
ص١٤٩