داشته كه بنوعى كه دانند در محل مناسب بعرض رسانند . ديگر فرمود كه دوستى پادشاهان مانند كسى است كه بناء مسجد و بتخانه گذارد هرچند در استحكام و ترصيص مبانى آن سعى نمايد در هر دو جهان روسفيد خواهد بود . عرض شد كه موافق مذهب مادر ابنيهء خير نيز چنين است و هركه در آن باب سعى نمايد مثاب و ماجور خواهد بود . ديگر فرمود كه در حين فرستادن نمك به حرام حاجى سليم چون مطلع و مخبر به آنچه در آن ولايت باب است نبودم آنچه برسم هديه روانه آن آستان نموده بودم بعنوان نمونه بود و سفارش كرده بودم كه تحقيق كند هركدام يك از آنها باب است بما عرض نمايد و او درين مدت در فكر خويش بود و سفارش مرا فراموش نموده هرچند از شما تحقيق نمودم به من نميگوئيد و اگرچه اين معنى بر من ظاهر است كه دنيا و مافيها به نظر مبارك نميآيد و هرچه فرض كنند زياده بر آن در آن سركار بسيار هست اما خاطر من تعلق بسيار به تحقيق اين معنى دارد كه شايد بدينوسيله خود را مذكور خاطر اشرف سازم . عرض شد كه اين حقير را اطلاع و خبرى از مقصود شما نيست نهايت آنقدر ميدانم كه آنچه فرستاده بودند به نظر مبارك رسيد و هديه شما مقبول گرديد و وكلاء آن سركار در حين فرستادن مرحوم محمد حسين بيك چون اطلاع تمام در آن ولايت و ساير مراتب نداشتند مشار اليه را از روى شفقت بعنوان استعجال جهت تشييد مبانى دوستى و و داد به خدمت فرستادند و آنچه مصحوب او فرستاده شد بعنوان نمونه بود كه من بعد آنچه پسند خاطر باشد يا مطلبى كه داشته باشند اعلام رود كه از آن قسم فرستاده بانجام آن مراتب انواع عنايات بمنصهء ظهور رسد . فرمود كه گفتهات از مضمون نامهء و الا معلوم و مفهوم است من عنايت ولينعمت را در باره خود دانستهام . ديگر فرمود كه فيل در آن ولايت به چه كار آيد . عرض شد كه آنچه در سركار هست نه به جهت احتياجست بلكه از لوازم سلطنت و جهانبانى است كه از هر جنس مخلوقات نوعى در سركار باشد فرمودند كه در خاطر دارم كه چند فيل كوچك به آن آستان فرستم نهايت بعضى نمونهها به اطراف و جوانب
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: محمد ربيع بن محمد ابراهيم
ص٧٩