فتح كردند و در زمان تصرف آنان كوچى مركز تجارتى مهمى گرديد . بالاخره انگليسىها در سال 1795 هلنديها را اخراج كردند و آن را ضميمه متصرفات هندى خود ساختند .
شمارهء 108
دريانوردان خليجفارس ساحل غربى هندوستان از كاليكوت
Calicut
تا بندر قايل
( Kael )
مقابل جزيره سرنديب را مليبار مىناميدند ( عبد الرزاق سمرقندى . كتاب ياد شده ) .
وسعت اين سرزمين را كه بلاد الفلفل لقب داده بودند ابن بطوطه 2 ماه راهپيمائى نوشته است ( سفرنامه ياد شده ) .
مليبار ظاهرا از تركيب دو كلمه ملى
( Malaya )
بمعنى « كوه » و « بار » فارسى بمعنى « كشور » يا « ساحل » « تشكيل يافته است و معنى » « ساحل كوهستانى » را دارد .
( هابسون جابسون
Hobson - Jobson
ص 539 ) .
صاحب حدود العالم مىنويسد كه « ملى چهار شهر است بر كران دريا و هر چهار شهر را ملى خوانند » .
نزد ساير جغرافىدانان ايرانى و اسلامى مانند ابن خرداد به - ادريسى - قزوينى و ياقوت نيز به همين صورت ملى آمده است .
پرتغاليها و بتقليد از آنان ساير اروپائيان مليبار را به
Malabar
تحريف كردهاند .
شمارهء 109
در منابع چينى قرن هفتم ميلادى مربوط به دوران سلسله تانگ از بندرى بنام
Tiyu
سخن رفته است كه كشتىهاى چينى كه به خليج فارس رفت و آمد ميكردند در آنجا لنگر مىانداختند . احتمالا اين همان بندر ديو مىباشد . ( هابسون جابسون ) .
ديو
Div
در قرون وسطى يكى از بنادر مهم دريانوردى مسلمين بود و از آنجا كشتىهاى خليج فارس به مقصد بنادر هند و جاوه و چين عزيمت مىنمودند . ظاهرا وجه تسميه آن از لغت سانسكريت دويپ
( Dvipa )
كه بمعنى جزيره است مشتق گرديده است . چه اين بندر در جنوب شبه جزيره كتيور
( Kathiawar )
و در جزيره كوچكى مجاور ساحل قرار گرفته است . نام قديمى آن را دورك
( Devaraka )
نوشتهاند .
نويسنده پرتغالى دوارت باربوسا در سال 1516 ميلادى مىنويسد :
در آنجا دماغهايست و در نزديكى آن جزيره كوچكى كه در آن شهر بزرگ و زيبائى واقعشده . . . . كه توسط مسلمين محلى ديو
Diu
ناميده مىشود . لنگرگاه بسيار خوبى است .
( كتاب ياد شده . . . . ترجمه انگليسى . ص 59 ) .
در سال 1535 ميلادى بهادر شاه حكمران گجرات به پرتغالىها اجازه داد كه در آن جا قلعهاى بنا نمايند ولى مؤلف گلشن ابراهيمى ( تاريخ فرشته ) مىنويسد كه « بندر ديپ از تاريخ ماه رمضان المبارك سنه 943 ه ( فوريه 1537 ميلادى ) به تصرف فرنگيان درآمد . » با