آباد فرستاده مقيد ميسازد و والى صغير بيجاپور را چون به حضور مىبرند اعزاز و احترام نموده با خود داشته او را در سوارى و سير و شكار و گردشها مرخص مىسازد و با او وصلت كرده همشيره او را به اولاد شاهزادگان و از شاهزادگان نيز صبيهاى به او مىدهند « 1 » و يكى از آن نمكبحرامان را كه از صاحب خود برگشته به خدمت او رفته بودند بخطاب مهابتخانى « 2 » سرفراز و بمنصب شش هزارى ممتازش ميسازد و الحق شاعرى در قصيدهاى كه در هجو المليح او اين بيت مناسب را گفته :
نظم
در قمار جهان مهابت خان * دوششى زد كه عقل شد حيران
و آن ديگرى را كه قلعه داده « 3 » به القاب عليمردانخانى كه باعث رفعت مرتبهاش خيانت و نمكبحرامى مخاطب و بمرتبه پنجهزارى ممتاز ميگرداند و حال خود در احمدنگر كه واسطه است در ميان ممالك هندوستان و ولايت بيجاپور و دكن نزول اجلال دارد و بفكر و دفع برانداختن عدوى دين و دنيانماى موصوفست . و مسموع شد كه به سبب آنكه عاليحضرت رفيع منزلت كردون بسطت مشترى سعادت زيب اورنگ جلالت و بختيارى آرايش ديهيم ابهت و كامكارى ثمر رسيده حديقه گوركانى
هامش
( 1 ) - پس از فتح بيجاپور به فرمان اورنگ زيب دختر ابو الحسن تاناشاه والى حيدرآباد را به عقد نكاح سكندر عادلشاه درآوردند . ( ايضا . بساتين السلاطين ص 540 ) .
قبلا نيز محمد اكبر با دختر عبد اللّه قطب شاه ازدواج كرده بود .
( 2 ) - احتمالا منظور خليلخان معروف به محمد ابراهيم سپهسالار ابو الحسن است كه به عالمگير پيوست و منصب هفتهزارى و هفت هزار سوار و خطاب مهابتخانى يافت . ( سير المتا - خرين . كتاب ياد شده . ص 362 )
( 3 ) - ظاهرا منظور عبد اللّه خان پنى مىباشد . ر ك به تعليقات شماره 120