( 291 / 25 ) - عزيزا - ر . ك . ديوان غزليات شيخ عطّار ص 124 ( چاپ سعيد نفيسى ) .
( 292 / 8 ) - ظاهرنامه . . . عبارت متن به طورى كه در ذيل صفحه اشاره شده اشتباه بود اصلاح شد . و صحّة العنوان دليل صحّة ما فى الكتاب » ( شرح تعرّف ج 3 ص 39 ) .
نامهء نعمت ز شكر عنوان دارد * بتوان دانست حشو نامه ز عنوان
( 292 / 22 ) - از پس بدانقدر تا اينجا ( . . . از سر تجربت كنى ) مؤلّف به التّوسّل بهاء الدّين بغدادى نظر داشته و اقتباسهايى از آن كرده است .
( 292 / 23 ) - اشعار با مختصر اختلافى از بوستان است . ر . ك . ص 68 .
( 293 / 11 ) - ز دانا توان . . . اين دو بيت و دو بيت پيش از آن از مؤلّف نيست و قبلا در مرصاد نيز آمده و عنوان « لمؤلفه » كه بر صدر آن نوشته شده اشتباه است . همچنين عبارات پيش از اشعار و بعد از آنها نيز مقتبس از مرصاد است . ر . ك . مرصاد ص 96 و 451 .
( 293 / 16 ) - ربيع - فضل ربيع ، مراد فضل بن ربيع وزير امين خليفه عباسى است كه پس از غلبهء مأمون بر امين متوارى بود و با وساطت طاهر ذو اليمينين از خشم مأمون ايمن گرديد . مؤلّف در اينجا مانند چند مورد ديگر در اين كتاب بنا به قاعده « تسميه پسر به نام پدر » فضل ربيع را « ربيع » خوانده ( ر . ك . حواشى ص 118 و 134 ) همچنانكه سندى شاهك را « شاهك » ناميده . اين سندى بن شاهك داروغهء بغداد بود در زمان هارون و بنا به نقل تواريخ در شهيد كردن حضرت موسى بن جعفر ( ع ) دست داشت ( ر . ك .
حبيب السّير ) در نسخه « سعيد شاهك » نوشته شده بود . از سادگى عبارات و بعضى اختصاصات لفظى و سبك جملهها چنين به نظر مىرسد كه مؤلّف اين حكايت را از جايى ديگر گرفته و عينا يا با تصرّفى مختصر نقل كرده است .
( 295 / 25 ) - در درياى نبوتند . . . عبارات در اينجا تا بيت : نيابد هيچ طاعن به عبارات كتاب التّوسل بسيار نزديك است و غالبا يكى است . بعضى غلطها ضمن مقابله با التّوسل ( ص 15 به بعد چاپ مرحوم بهمنيار ) تصحيح شد .
( 296 / 15 ) - شوره از خاك . . . اين چند بيت از قصيدهاى است كه مؤلّف سروده ( ر . ك . ديوان منسوب به منصور حلّاج ص 190 ) .
( 297 / 15 ) - و ائمّه و علما را . . . از اينجا تا آغاز « حكايت » مؤلّف باز از التّوسّل اقتباس