. . . و بر عقب ( رسول ؟ ) جمله به همان شكل اصلى بدون كلمهء رسول صحيح است و اشارهاى است به آيهء أ فإن مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ينقلب على عقبيه . . . و معنى حقيقى « انقلاب بر عقب » روى پاشنه بر گشتن است و معنى مجازى آن ارتداد مىباشد . خلاصه اينكه كلمهء عقب بمعنى پاشنه است . نه « پشت سر » و « دنبال » ( آقاى دكتر زرياب خوئى مجلهء سخن 4 : 8 ص 672 ) .
آقاى دكتر محقق هم به همين نكته برخوردهاند .
ص 112 سطر 3 :
. . . و اين برهانى منطقيست بمقدمات خلفى . اا در اصل نسخهء اياصوفيا خلقى ( با قاف ) بوده ولى آن را به خلفى تصحيح كردهاند و گويا نظر بقياس خلف داشتهاند . اولا قياس خلف بفتح خاء است نه ضم آن ( رجوع شود به كشاف اصطلاحات الفنون طبع سپرنگر ص 440 ) و خلف بمعنى پشت سر است و قياس خلف در مقابل قياس مستقيم است ( همان كتاب ) ثانيا قياس خلف نوعى از قياس استثنائى است كه در آن مطلوب را از راه ابطال نقيض آن ثابت كنند ، و از ملاحظهء اصل عبارت كه در فوق ذكر شد ، مسلم مىشود كه هيچگونه قياس استثنائى كه بوى قياس خلف از آن بيايد ، در متن نيست ، و بدون ترديد كلمهء خلفى نمىتواند در اينجا معنى داشته باشد . اما اصل نسخه كه خلقى بوده كاملا صحيح است براى اينكه يكى از اصول شايع و رايج اسماعيليان تطبيق ظواهر خلقت و طبيعت با امور دينى است و خود اين كتاب پر است از اين قبيل تطبيقات و اصطلاح خلقى در مقابل دينى كه در اين كتاب مكرر آمده است . حديثى كه براى اين تطبيق در ص 104 س 11 و 12 از اين كتاب آمده شاهد خوبى براى اين مدعاست ، و آن حديث اين است : « ان اللّه اسس دينه على مثال خلقه ليستدل بخلقه على دينه . . . » در عبارت فوق نيز از هفت سياره كه در آسمان خلقت است به هفت نور آسمان دين استدلال كرده است ، پس جاى شك باقى نمىماند كه صحيح همان مقدمات خلقى است ( آقاى دكتر زرياب . مجلهء سخن 4 : 8 ص 672 - 3 ) .
ص 129 سطر 9 :
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: ناصر خسرو
ص٣٥٨