تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
شكر خداوند را كه مايه بجايست « 1 » سود كنم ، گر كند خداى عنايت
بدهد روزيم اگر ولايت ندهد * بارى دادست زاهديم هدايت .
( 96 ) و امّا جواب اهل تأييد مرين سؤال را آنست « 2 » كه گفتند : منى مر نفس ناطقه راست كو « 3 » جوهرى عقلى است ، و داناست بحدّ قوّت ، و فاعل است بطبع . و دليل بر آنك نفس را فعل بطبع است ، آن آوردند « 4 » كه گفتند : فعل اندر راست كردن تركيب مر او راست ، تا مر « 5 » آن نطفه را از حال طبيعى به حال « 6 » زندگى رساند ، و چنان كند كه « 7 » بر فرمانها كه نفس مر او را فرمايد بتواند « 8 » استادن ، و اين فعلها ازو بطبع « 9 » آيد نه بفعل ، چنين كه همىبينيم « 10 » كه تركيب از خردگى - بدانچ نفس اندروست « 11 » - طعام و شراب همىخورد ، ( و ) بزرگ همىشود بىعلم نفس . و دليل بر آنك نفس داناست ( بحدّ قوّت ) ، آن آوردند كه گفتند : همىبينيم « 12 » كه هر نفس همى نادان پديد « 13 » آيد و چو تعليم يابد همى دانا شود . و گفتند كه تركيب ما بدانچ اندروست - از آلتهاء اندرونى « 14 » چون دل و جگر و جز آن « 15 » و آلات بيرونى « 16 » چو چشم و گوش و جز آن - همه مر نفس را خدم و حشم و دست‌افزارهااند ، تا هر يكى ازين
هامش
( 1 ) بجايست : بجاستA( 2 ) سؤال را آنست : سؤال راستA( 3 ) كو : كرA( 4 ) آن آوردند : ان او ديدAرجوع بسطر 13 شود ( 5 ) تامر : مامر ؟ ؟ ؟A( 6 ) به حال : محالA( 7 ) كند كه : + نفسAمكرر است ( 8 ) بتواند : بتوانندA( 9 ) بطبع : بطعA( 10 ) بينيم : بينمA( 11 ) اندروست : + وA( 12 ) بينيم : بينمA( 13 ) نادان پديد آيد : ما داريذ ؟ ؟ ؟ امدA( 14 ) اندرونى : اندروبىA( 15 ) جز آن : جز ازA( 16 ) و آلات بيرونى : ولايت سرونىA