آمدى كه با جسد بودى ، و تا « 1 » اين آلات بودى اين فعلهاء قصدى مختلف ازو همىآمدى ، و لكن همىبينيم كه وقتى آن چيز همى از جسد بيرون شود ، و جسد با همهء آلتها بماند و زو هيچ فعل همىنيايد « 2 » . پس دانستيم كه اندرو چيزى بود ( كه ) فعلها از اجزاء جسد همى بفرمان و خواست او آيد ، و منى اندر جسد مر او راست ، و اين چيز را نفس گفتيم ، و علم مر او راست هم بر نيكى و هم بر بدى ، و فعل مر او راست چنانك خداى تعالى گفت :
قوله
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها . فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها . »
« 3 » گفت : بنفس و آنچ مر او ( را ) راست كرد « 4 » و الهام دادش بنيكى و بدى . زبان گوينده بفرمان نفس است ، و نفس جنباند مر او را بر سخن گفتن . و زبان را اضافت بنفس است چنانك خداى عزّ و جلّ گفت : قوله
« لا
« 5 »
تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ . »
« 6 » مر رسول را گفت : زبانت را به خواندن « 7 » قرآن مجنبان « 8 » ، و شتاب مكن ، تا نخست بدانى « 9 » كه چه بايد گفتن .
( 99 ) پس اين قول دليل است بر آنك زبان را اضافت بنفس است و مر همهء آلتهاى جسم را خداوند نفس ، چنانك خدا گفت : قوله
« ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ . »
« 10 » « 11 » گفت : اين مكافات بدان كار يافتى كه دستهاء « 12 » تو كرده بود .
و دست و پاى و دهان و جز آن را همه اضافت بنفس است كه مالك اين همه اوست ، چنانك خداى گفت : قوله [
a
33 ]
« الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ . »
« 13 » همىگويد : امروز بر دهانهاء
هامش
( 1 ) تا : ؟ ؟ ؟ ماA( 2 ) نيابد : نيامدA( 3 ) سورهء 91 ( الشمس ) آيهء 7 - 8
( 4 ) راست كرد :
راست كردمA( 5 ) لا : و لاA( 6 ) سورهء 75 ( القيمة ) آيهء 16
( 7 ) به خواندن : بخوندنA( 8 ) مجنبان : بجنبانA( 9 ) بدانى : برانىA( 10 ) سورهء 22 ( الحج ) آيهء 10
( 11 ) يداك : يداهA( 12 ) يافتى كه دستهاء : يافتن كذشتهاA( 13 ) سورهء 36 ( يس ) آيهء 65