بانكار . اگر گويد : « شرك » چيست ؟ گوييم : اثبات الوهيّت است « 1 » مر دو چيز را .
اگر گويد : « معصيت » چيست ؟ گوييم : بيرون شدن است از طاعت . اگر گويد : « معاد » چيست ؟ گوييم : بازگشتن نفس جزوى است بسوى نفس كلّى . « 2 » اگر گويد : « ثواب » چيست ؟ گوييم : آنچ نفس بيابد « 3 » اندر معاد خويش از لذّت و راحت « 4 » و شادى ، پس از آنك « 5 » از جسد جدا شده باشد ، همه ثواب است . اگر گويد : « عقاب » چيست ؟ گوييم : آنچ نفس بيابد سپس از آنك « 6 » از جسد جدا شود « 7 » از اندوه و درد و رنج و پشيمانى ، همه عقاب است . اگر گويد : « سخن » [
a
30 ] چيست ؟ گوييم : هر لفظى كه بر معنيى دليل كند سخنست . اگر گويد : حدّ « لفظ » چيست ؟ گوييم : هر آوازى كه مر او را بتوان نبشتن ، لفظ است . اگر گويد : « سخن راست » چيست و كدام است ؟
گوييم : صفتى گفتن « 8 » مر چيز را چنانك اوست ، سخن راست است و اگر بخلاف اينست « دروغ » است « 9 » . اگر گويد : « صواب » چيست و « خطا » چيست ؟ گوييم :
صواب و خطا اندر ضمير همچون « 10 » خير و شرّ است اندر فعل ، و همچون حقّ و باطل است اندر احكام ، و همچو منفعت و مضرّت است اندر چيزهاء محسوس .
اگر گويد : حقيقت « دنيا » چيست ؟ گوييم : مدّت بقاء نفس است اندر جسد تا بوقت « 11 » مرگ « 12 » . ( اگر گويد : ) « مرگ » چيست ؟ گوييم : دست بازداشتن
هامش
( 1 ) الوهيت است : الاهيستA( 2 ) نفس جزوى . . . نفس كلR: -A( 3 ) بيابدA:
باشدR( 4 ) لذت و راحتR: لذات و راحاتA( 5 ) پس از آنكA: سپس آنكR( 6 ) سپس از آنكA: سپس آنكR( 7 ) جدا شودA: جدا شده باشدR( 8 ) گفتن :
گفتنىA( 9 ) دروغ است : دوزخست ( ! )A( 10 ) همچون : هم جونA( 11 ) تا بوقتA:
تا وقتR( 12 ) مرگR: -A