تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
و بودند گروهى متكبران ( 46 ) پس گفتند آيا ايمان آوريم مرد و آدمى را كه باشند مانند خود ما و قوم آنها مر ما را پرستندگانند ( 47 ) پس تكذيب كردند آن دو را پس شدند از هلاك كردگان ( 48 ) و بتحقيق داديم موسى را تورية باشد كه ايشان راه يابند ( 49 ) و گردانيديم پسر مريم و مادر او را آيتى و جاى ساختيم آن دو را بمكانى رفيع صاحب آرامگاه و آب جارى ( 50 )

در بيان دعوت حضرت موسى عليه السلام قوم را

پس فرستاديم موسى را دگر * با برادرش اوست هارون پى سپر
با عصا و معجزات روشنى * حجّتى ظاهر بدان بر هر تنى
سوى فرعون و ملاء با دلخوشى * كبر پس كردند از گردنكشى
پس بگفتند آوريم آيا كه ما * بر دو تن ايمان چو خود در اقتضا
وانگهى كه قوم ايشان بنده‌اند * جمله ما را هم بر آن زيبنده‌اند
پس بگفتند اين دروغ است از يقين * زانكه بودند آن گروه از مهلكين
هم دگر داديم موسى را كتاب * راه تا يابند قومش بر صواب
ابن مريم را بگردانديم هم * آيتى با ام او اندر امم
در بلندى بازشان داديم جاى * سوى بيت المقدس از كل بناى
پس رفيعست آن مكان اندر زمين * ربوة ذات قرار و معين

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 51 تا 61 ]

يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ( 51 ) وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ( 52 ) فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ( 53 ) فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ ( 54 ) أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ ( 55 ) نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ ( 56 ) إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ ( 57 ) وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ( 58 ) وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ ( 59 ) وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ ( 60 ) أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ ( 61 ) اى پيغمبران بخوريد از پاكيزه و بكنيد كارهاى شايسته بدرستى كه من به آنچه ميكنيد دانايم ( 51 ) و بدرستى كه اين ملت شماست كه ملت واحد است و منم پروردگار شما پس بپرهيزيد از من ( 52 ) پس جدا جدا كردند امرشانرا ميانشان بارها هر گروهى باشند به آنچه نزد ايشانست شادمانان ( 53 ) پس واگذار ايشان را در غفلتشان تا وقتى ( 54 ) آيا مىپندارند كه آنچه مدد ميكنيم ايشان را به آن از مال و پسران ( 55 ) مىشتابيم براى ايشان در خوبيها بلكه نميدانند ( 56 ) بدرستى كه آنان كه ايشان از ترس پروردگارشان خائفانند ( 57 ) و آنان كه ايشان بآيتهاى پروردگارشان ميگروند ( 58 ) و آنان كه ايشان بپروردگارشان شرك نميآورند ( 59 ) و آنان كه ميدهند آنچه را دادند از صدقات و دلهاى ايشان ترسانست كه ايشان بسوى پروردگارشان بازگشت كنندگان ( 60 ) آنها مىشتابند در خوبيها و ايشانند مر آنها را پيشى گيرندگان ( 61 )
اى پيمبرها خوريد از طيّبات * هم كنيد اعمال نيكو در حيات
آگهم من بر هر آنچه مىكنيد * اين شما را ملّتى باشد سديد
ملّتى واحد منم پروردگار * هم شما را پس بترسيد از عثار
پس نمودند امر دين را مردمان * پاره پاره بين خود در هر زمان
شاد هر قومى بدانچه نزد اوست * بر كمانش آنچه هست او را نكوست
شرح اين معنى نويسم گر تمام * در خروش آيند بر من خاص و عام
دلق و دستارم بدرند از غضب * كه به شرع و فقرشان بايد نسب
پس به ار باشد نهان در پرده راز * سوى تفسير كلام آئيم باز
حقتعالى گفته در قرآن همه * آنچه حق است آنچه باطل زين رمه
پس بگرداب ضلالت واگذار * اين كسان را تا بميرند از قرار
مىكنند آيا كمان كز ما مدد * هستشان اين قوم از مال و ولد
مىشتابيم از پى خيراتشان * بل نفهمند اينكه نبود آن چنان
اينست استدراج نى سرعت بخير * كى بهايم را بود اين فهم و سير
وان كسان كز خشيت پروردگار * مشفقون باشند يعنى ترسكار
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 496 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه