تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
گفت يا قوم اعبدوا اللَّه ما لكم * من إله غيره اولى بكم
او خداى بر حق است آيا شما * مىنپرهيزيد از شرك و دغا
پس بگفتند آن ملاء از قوم او * آن كسان كه نگرويدند از عتو
نيست اين جز آدمى مثل شما * خواهد افزونى از اين جويد بما
خواستى ور حق فرستادى ملك * بر رسالت در خلايق بى ز شك
هيچ نشنيدم اين را ما به كيش * در پدرهامان كزين بودند پيش
كادمى گردد پيمبر بر بشر * غير يك معبود يا نبود دگر
نيست نوح الا كه مردى در نمون * كه در او نوعيست از صرع و جنون
پس بريدش تا زمانى انتظار * كه بميرد يا گذارد گير و دار
يا كنيدش حبس تا وقتى كه او * تنگ آيد بگذرد زين گفتگو
نوح چون مأيوس شد ز ايمانشان * گفت اى پروردگار بىنشان
ده مرا يارى و برهان از محن * زانچه كردند اين گره تكذيب من

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 27 تا 31 ]

فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلاَّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ( 27 ) فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 28 ) وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ ( 29 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ ( 30 ) ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ ( 31 ) پس وحى كرديم به او كه بساز كشتى را بنگاه داشت ما و وحى ما پس چون آيد فرمان ما و بجوشد تنور پس در آورد در آن از هر يك دو جفت هم كه دو تاست و اهلت را مگر كسى كه سبقت گرفته بر او گفتار از ايشان و مخاطبه مكن با من در آنها كه ستم كردند كه ايشانند غرق كرده شدگان ( 27 ) پس چون بر آمدى تو و آنان كه باشند با تو بر كشتى پس بگوى ستايش مر خدا را كه رهانيد ما را از گروه ستمكاران ( 28 ) و بگو پروردگار من فرود آورد مرا فرود آوردنى با بركت و تو بهترين فرود آورندگانى ( 29 ) بدرستى كه باشد در آن هر آينه آيتها و بدرستى كه بوديم هر آينه ما آزمايندگان ( 30 ) پس آفريديم از بعد ايشان گروهى ديگر ( 31 )
وحى پس كرديم سويش كه بساز * فلك را با حفظ ما وز وحى باز
مىكنيم اعنى بهر كارش مدد * ما تو را از روى وحى معتمد
پس چو آيد امر ما اندر ظهور * آب بر جو شد به ناگاه از تنور
وقت طوفانست در كشتى درار * پس ز هر صنفى دو زوج اندر شمار
ماده و نر از هران حيوان كه هست * آور اندر فلك در بالا و پست
و اهل خود را هم جز آن كو بر شتاب * جسته پيشى قول حقش بر عذاب
هم مكن بر من خطاب اندر دعات * اندر استمكارگان بهر نجات
زانكه ايشانند از مستغرقين * نيستشان ره بر خلاص آنها يقين
پس چو در كشتى نشينى ز استوا * وانكه باشد با تو گو حمد خدا
آنكه برهانيدمان ز اهل ستم * كو فرود آرم خدايا باز هم
مر فرود آوردنى اندر زمين * پس مبارك و انت خير المنزلين
اندر اين است آيت و باشيم ما * بر ستمكاران رساننده بلا
خلق پس كرديم بعد از آن كسان * قوم ديگر ز آزمون بر جايشان

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 32 تا 42 ]

فَأَرْسَلْنا فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ ( 32 ) وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ( 33 ) وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ ( 34 ) أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ ( 35 ) هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ ( 36 ) إِنْ هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ( 37 ) إِنْ هُوَ إِلاَّ رَجُلٌ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً وَ ما نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ ( 38 ) قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ ( 39 ) قالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ ( 40 ) فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 41 ) ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ ( 42 ) پس فرستاديم در ايشان رسولانى از ايشان كه بپرستيد خدا را نيست مر شما را هيچ الهى غير او پس نمىپرهيزيد ( 32 ) و گفتند آن جمع از قومش آنان كه كافر شدند و تكذيب كردند ملاقات آخرت را و متنعم كرديم ايشان را در زندگانى دنيا نيست اين مگر انسانى مانند شما مىخورد از آنچه ميخوريد از آن و ميآشامد از آنچه مىآشاميد ( 33 ) و اگر فرمان بريد انسانى مثل خود را بدرستى كه شما آن گاه هر آينه زيانكارانيد ( 34 ) آيا وعده ميدهد شما را كه چون مرديد و شديد خاك و استخوانها بدرستى كه شمائيد بيرون آورده شدگان ( 35 )
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 494 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه