تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
دور است دور مر آنچه وعده داده ميشويد ( 36 ) نيست آن مگر زندگانى ما در دنيا ميميريم و زنده ميشويم و نباشيم برانگيخته شوندگان ( 37 ) نيست او مگر مردى كه مىبندد بر خدا دروغ و نيستيم ما مر او را گروندگان ( 38 ) گفت پروردگار من يارى ده مرا بسبب آنكه تكذيب كردند مرا ( 39 ) گفت از آنچه گذشت اندكى هر آينه ميگردند البته پشيمان ( 40 ) پس گرفت ايشان را فرياد مهلك به حق پس كرديم ايشان را خاشاك بر روى سيل پس هلاك باد مر گروه ستمكاران را ( 41 ) پس آفريديم ما از بعد ايشان جماعتهاى ديگر ( 42 )

در بيان دعوت هود عليه السلام قوم را

پس فرستاديم در ايشان رسول * هم ز ايشان تا نباشد ناقبول
اينكه بپرستيد حق را مر شما * كه نباشد غير او ديگر خدا
پس شما آيا نپرهيزيد هيچ * مىنترسيد از عذابش در بسيج
گفت پس از قوم هود اشرافشان * آن كسان كه نگرويدندى بدان
هم بتكذيب از لقاى آخرت * آمدندى وز عقاب و مغفرت
داده بوديم اندر اين دار فنا * نعمت بسيارشان بر مدعا
چون شما اين جز بشر گفتند نيست * مىخورد هم باز از آنچه خوردنيست
مىبياشامد از آنچه هم شما * زان بياشاميد در صبح و ما
طاعت از مردى كه بر مثل شماست * گر كنيد آن خود زيانتان برملاست
وعده كرد آيا كه چون گشتيد خاك * زنده گرديد و در آئيد از مغاك
بعد مردن كاستخوان پوسيد و ريخت * بندها از يكدگر خواهد گسيخت
بر شما وعده دهد باز اين رسول * زندگى را تا كند گيجى قبول
دور باشد دور آنچه بشنوند * هم بر آنچه وعده داده ميشوند
زندگى نبود بجز در اين جهان * كه بميريم و بزائيم آن چنان
چون يكى ميرد بزايد ديگرى * نى برانگيزنده كرديم از ثرى
نيست اين مردى مگر كه بر خدا * بسته بر حق از دروغى افترا
نيستيم او را ز باور كردگان * آنچه را بدهد خبر بر رايگان
گفت يا رب ياريم ده زين وجوه * زانچه تكذيبم نمودند اين گروه
گفت حق بعد از زمانى بس قليل * كافران گردند نادم در سبيل
صيحهء جبريلشان پس در گرفت * صيحهء بالحق كه پس بود آن شگفت
پس بگردانديم ايشان را تمام * همچو آب آورده خاشاكى بنام
باد دورى پس بقوم ظالمين * بعد از ايشان خلق پس كرديم هين
قرنهاى ديگران هم هيچ كس * مىنماند از وعدهء خود پيش و پس

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 43 تا 44 ]

ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ ( 43 ) ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ ( 44 ) پيش نگيريد هيچ امتى اجلش را و باز پس نمىمانند ( 43 ) پس فرستاديم رسولانمان را از پى هم هر گاه آمد امتى را رسولشان تكذيب كردند او را پس تابع گردانيديم بعضى از ايشان بعضى را و گردانيديم ايشان را حكايتها پس هلاك كرديم مر گروهى را كه ايمان نمىآورند ( 44 )
كس بنگرفت ايچ پيشى بر عذاب * زان امم هم پس نماندند از عقاب
بر تواتر پس فرستاديم ما * مرسلين را بعد هم در اقتضا
هر كه آمد مرسلى در امّتى * قوم تكذيبش نمود از دعوتى
پس در آورديم از پى بىزباك * بعض ايشان را ز بعضى در هلاك
هم بگردانديمشان عبرت نشان * ماند احاديثى از ايشان در جهان
پس ز رحمت دور مىباشند چند * آن كسان كه بر نبيين نگروند

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 45 تا 50 ]

ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ ( 45 ) إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالِينَ ( 46 ) فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ ( 47 ) فَكَذَّبُوهُما فَكانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ ( 48 ) وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ( 49 ) وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً وَ آوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ ( 50 ) پس فرستاديم موسى و برادرش را هارون بآيتهاى ما و حجتى روشن ( 45 ) بسوى فرعون و جماعتش پس گردنكشى كردند
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 495 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه