تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بميرد مگر به اذن خدا كتابى معين المدة و هر كه ميخواهد ثواب دنيا را ميدهيمش از آن و هر كه ميخواهد ثواب آخرت را ميدهيمش از آن و به زودى جزا دهيم شكرگزاران را ( 145 ) و بسا از پيغمبرى كه كارزار كردند با او سپاهيان بسيار پس سستى نكردند مر آنچه رسيد ايشان را در راه خدا و ضعيف نشدند و فروتنى نكردند و خدا دوست دارد شكيبايان را ( 146 )
مر محمد « ص » نيست او غير از رسول * قد خلت من قبله يا ذا العقول
انبيا بودند بر خلقان دليل * پس اگر او مرد يا گردد قتيل
هم چنان كه آن رسولان وان ثقات * هر يكى شد پيش از اين مقتول و مات
منقلب گرديد بر اعقابتان * سوى دين اول و آدابتان
شد عقب رفتن كنايت ز ارتداد * وانكه برگشت از عقب بر رو فتاد
بر خدا هرگز زيانى كى رسد * گر شما از دين او گرديد رد
زود پاداش او دهد بر شاكران * كه شدند اندر سپاس امتحان
يافت اين آيت نزول اندر احد * كز غلط گفتند احمد كشته شد

در بيان وسوسهء نفس و دعوت عقل

پس بسوى دين خود گرديد باز * رفت چون از دين اسلام امتياز
اين اراجيف از شياطين منتشر * بين مردم گشت و هر دم مشتهر
زين خبر اسلاميان از كارزار * منهزم گشتند و ناچار از فرار
گفت انس نامى كه بد فرزند نصر * در ميان مسلمين بر وجه حصر
كاى گروه ار كشته شد خير الورى * زنده است آن كو فرستاده ورا
بعد پيغمبر كنيد آن را كه كرد * حكم از حق با عدو يعنى نبرد
ميگريزيد از چه رو زين كارزار * زنده ماندن بعد از اين ننگست و عار
كشته بايد شد برانكو كشته شد * مردنش ما را بر اين سررشته شد
پس چنان كو مرده ميبايست مرد * دين حق بر دست حق بايد سپرد
ميگريزيد اين گروه آخر كجا * دوزخست اين زندگانى بهر ما
زندگى زين پس بما ننگ و فخ است * بعد مردن جايگه هم دوزخست
همچنين آيت رسيد از كردگار * كانهزام اهل دين از كارزار
بازگشتن بر عقب باشد يقين * بس بود زشت ارتدادى اينچنين
بر خدا نايد ضرر زين ارتداد * آيد آن را كه گريزد از جهاد
ميگريزند از حيات بىعوض * بىتوقف جانب موت و مرض
ميگريزند از بقاى سرمدى * بر فنا و فوت و فقدان و بدى
ميگريزند از حضور پادشاه * سوى غول و زخم مار و قعر چاه
پس ملايك يا ملك خويى بلند * گفت احمد زنده است و بىگزند
باز گرديد اى مهان بر دور او * وصف او گيريد و طرز و طور او
او نمرده است ار بميرد هم خداى * دين او را تا ابد دارد بپاى
پس فرار از پيش او از كيش اوست * چون شود بيگانه كس گر خويش اوست
مى نباشد مر تنى را مردنى * جز باذن حق بوقت ابينى
جان بود يعنى بدست ذو الجلال * هر كرا خواهد بميراند به حال
ثبت باشد وقت آن در نامه‌اى * تا بدل گردد در آن دم جامه‌اى
ميدهيم آن را كه اجر دنيوى * خواهد از ما هم ثواب اخروى
يعنى ار مردى كند او را مدد * بهرهء دنيا و دين بر وى رسد
اجر شاكر را به مزد خدمتش * ميفزايد بر نوا و نعمتش
پس نبى كه با وى اندر كارزار * مع بد از امّت گروهى بيشمار
نه بر ايشان آمد اندر راه حق * ضعف و سستى و استكانت يا غلق
اتفاق و عزم ثابت بذل جان * برد شاهان را بر ايشان موكشان
بودشان اين از شكيبايى به كار * صابران را دوست دارد كردگار

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 147 تا 151 ]

وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِي أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ( 147 ) فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( 148 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ ( 149 ) بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ( 150 ) سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ ( 151 ) و نبود گفتار ايشان جز آنكه گفتند اى پروردگار ما بيامرز براى ما گناهان ما را و از حد گذشتنمان را در كارمان و ثابت دار قدمهاى ما را و يارى كن ما را بر گروه كافران ( 147 ) پس دادشان خدا ثواب دنيا و خوبى ثواب آخرت و خدا دوست دارد نيكوكاران را ( 148 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد اگر فرمانبريد آنها را كه كافر شدند برگردانند شما را بر پاشنه‌هاتان پس بر مىگرديد زيانكاران را ( 149 ) بلكه