تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
زانچه ميكردند تكذيب رسل * وانچه هست آثارشان از جزء و كل
روى اين آيت بر آن باشد كه شد * منهزم در جنگ در روز احد
اين بيان از بهر مردم رهنماست * هم ز بهر متقين وعظ و ولاست
سست و محزون پس نگرديد ار سريد * مؤمنيد و اندر ايمان برتريد
از شما شد كشته يعنى گر كسى * بعد از اين يابيد نصرتها بسى

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 139 تا 143 ]

وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 139 ) إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ( 140 ) وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ ( 141 ) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ( 142 ) وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ( 143 ) و سست مشويد و اندوهگين نگرديد و شما برترانيد اگر باشيد گروندگان ( 139 ) اگر مس كند شما را جراحتى پس بدرستى كه مس كرد قوم را جراحتى مانند آن و اين روزها ميگردانيمشان بنوبت ميان مردمان از براى آنكه بداند خدا آنان را كه ايمان آوردند و بگيرد از شما گواهان و خدا دوست ندارد ستمكاران را ( 140 ) و از براى آنان كه خالص كند خدا آنان را كه ايمان آوردند و بكاهد كافران را ( 141 ) آيا پنداشتند كه داخل مشويد بهشت را و هنوز جدا نكرده باشد خدا آنها را كه مجاهده كردند از شما يا آنكه بداند صبركنندگان را ( 142 ) و بدرستى كه بوديد آرزو ميكرديد مرگ را پيش از آنكه ملاقات كنيد او را پس بحقيقت ديديد او را و شما نظر ميكرديد ( 143 )
گر شما گشتيد سست و خسته دل * هم بر ايشان خستگى شد متصل
اين شما را بر مثال آن نمود * ليك اين در دين و آن در كفر بود
مىبگردانيم اينسان روزها * بين مردم در زحير و سوزها
از وجوه مصلحت‌ها و حكم * تا جدا از فربهى گردد ورم
وجه هر يك داند آن داناى راز * تا كه را باشد در ايمان امتياز
تا عملها ز امتحان آيد پديد * پاكها ممتاز گردند از پليد

در بيان غزوهء احد

از شما در فعلتان گيرد گواه * خالص آيد زر ز آتش يا سياه
در احد آمد شما را يك شكست * يك شكستى كز پيش صد فتح هست
آن شكست از امتحان دوست بود * مغزها را امتياز پوست بود
تا كه كرد از راه ايمان بذل روح * يا كه شد بند غنيمت در فتوح
در حقيقت بود آن هم فتح و نصر * تا موحد باشد اندر حول حصر
از شكستى گر شويد اندوهناك * پس چسان از غش درآيد زر پاك
كى موحد بند موتست و حيات * يا شكست از فتح داند در ثبات
ظلم بر عاشق بود دلدار او * گر نه ممتازش كند ز اغيار او
وان شود ممتاز اندر امتحان * كو غنيمت جو بود يا جان فشان
آنكه جز محبوب جويد دوست نيست * هم به خود ظالمتر از وى گو تو كيست
ظالمين را او كجا گيرد بدوست * آنكه از خود بگذرد محبوب اوست
مؤمنان را حق كند پاكيزه جان * هم بكاهد كافران را ز امتحان
يا كه پنداريد داخل در بهشت * بىتمايز ميشويد از خوب و زشت
از شما ننموده آنان را جدا * كه به حق كردند مال و جان فدا
مر خوديّت را نهادند از و داد * بذل جان كردند بر حق در جهاد
داند او تا كيست اندر دين صبور * از خدا باشد شكيبا در امور
موت را بوديد دائم خواستگار * پيش از اين كاسبابش آيد آشكار
بعد جنگ بدرتان بود آرزو * كشتن و مردن بپيش روى او
شد چو پيدا در احد آثار موت * منزجر گشتيد از ديدار موت
مينموديد از عجب به روى نگاه * وين شما را بد بتمكين اشتباه
هست تمكين در شهود حق ثبوت * هم شدن فانى بذات لا يموت
تا هنوزت هست در افعال سير * بند تلوينى و مستشهد به غير

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 144 تا 146 ]

وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ ( 144 ) وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ( 145 ) وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ( 146 ) و نيست محمد « ص » مگر رسولى بتحقيق گذشته‌اند پيش از او رسولان آيا پس اگر مرده باشد يا كشته شده بود برمىگشتيد بر پاشنه‌هاتان و هر كه برگردد بر دو پاشنه‌اش پس هرگز ضرر نميرساند خدا را هيچگونه چيزى و به زودى سزا ميدهد خدا شكرگزاران را ( 144 ) و نميباشد مر نفسى را كه