در بيان مهاجرت حضرت رسول « ص » از مكه
ياد آر اى احمد « ص » پاكيزه كيش * چون كه رفتى بامداد از اهل خويش
يعنى از مكه ز رنج دشمنان * تا مهيا ميشدى با مؤمنان
تا كجا باشد شما را كارزار * با مخالف در مقام اضطرار
مر سخنها بودتان اندر ميان * در جلوس مشورت با همرهان
ميشنيد آن جمله را داناى راز * آنچه گفتند از حقيقت وز مجاز
بودشان حرف از وقوف و از رجوع * بى خبر زانچه از خدا يابد وقوع
قصد كردند آن دو قوم از بد دلى * تا كنند اندر عزيمت كاهلى
يعنى از انصار دو فرقه بدند * كز قتال مشركين كاره شدند
خطرهاى بود آن نه ز انكار و فساد * بودشان بل حفظ پيغمبر مراد
تا مباد او را رسد وهنى به كار * سعيشان كم بود بهر كارزار
بر مدينه ميلشان بود اينكه او * بازگردد بىقتال و گفتگو
چشم زخمى تا مباد از كارزار * وارد آيد بر رسول كامكار
خطره زين ره بودشان يا بد دلى * زان خدا ميبودشان يار و ولى
اين دليل مدحشان باشد نه ذم * كه بود حقشان ولى اندر همم
بر خدا بايست پس كرد اتكال * شد توكل مرغ ايمان را دو بال
حق بود از بهر مؤمن تكيهگاه * كن توكل پس قدم بر نه به راه
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 123 تا 129 ]
وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 123 ) إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ ( 124 ) بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ( 125 ) وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ( 126 ) لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبِينَ ( 127 )
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ ( 128 ) وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 129 )
و بتحقيق يارى كرد شما را خدا دربدر و شما بوديد ذليلان پس بترسيد از خدا باشد كه شما شكر كنيد ( 123 )
هنگامى كه ميگفتى مر گروندگان را آيا كفايت نميكند شما را كه مدد كند شما را پروردگارتان بسه هزار از ملائكه فرو فرستادگان ( 124 )
آرى اگر صبر كنيد و بپرهيزيد و بيائيد شما را از فوزشان امداد مىكند شما را خدايتان به پنج هزار از ملائكه نشانكنندگان ( 125 )
و نگردانيد آن را خدا مگر بشارت براى شما و از براى آنكه مطمئن شود دلهاتان به آن و نيست نصرت مگر از نزد خداى غالب درست كردار ( 126 )
تا قطع كند پارهاى را از آنان كه كافر شدند يا نگونسار كند ايشان را پس برگردند نوميدان ( 127 )
نيست مر ترا از امر چيزى يا در پذيرد از ايشان يا عذاب كند ايشان را پس بدرستى كه ايشان ستمكارانند ( 128 )
و مر خدا راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ميآمرزد مر آن را كه خواهد و عذاب مىكند آن را كه خواهد و خدا آمرزنده مهربانست ( 129 )
بر شما حق كرد يارى روز بدر * دادتان از بعد خوارى جاه و قدر
پس بپرهيزيد و شكر حق كنيد * جان خود با شكر حق ملحق كنيد
چون كه گويى مؤمنان را از شما * مىنكرد آيا كفايت در غزا
آنكه فرمايد مدد پروردگار * مر شما را از ملايك سه هزار
بل نمائيد ار كه صبر از جورشان * تا پديد آيد نشان از فوزشان
فور يعنى روى ايشان در غضب * مينمود آن سان كه در تب بو لهب
صبر از اعدا و پرهيز از خدا * گر كنيد آن دم كه آيد بر شما
فورشان از حق رسد بهر مدد * خمس آلاف از ملايك در عدد
در احد كه بعد از جنگ بدر * بيشتر گردد شما را شرح صدر
فرّ روحانى ز افلاك شهود * جمله بر ارض خواص آمد فرود
در تحقيق تعداد ملائكه
آخرين رتبه است چون الف از عدد * در زيادى شد مثل در هر سند
گفت زان حق خمس آلاف از ملك * ميفرستم مر شما را بر كمك
تا حواس و قلب يابد فرّ روح * حق گشايد بر دل ابواب فتوح
بعد تكميل مواليد و حواس * گشت از اعدا مجاهد بيهراس