آن را مؤخر كرديم در ذكر
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
و سوگند بشب چون بپوشاند آفتاب را در روضهء كافى از ابو محمد كه مراد از او ابو بصير است و او را دو كينه بود روايت كرده كه من از حضرت صادق عليه السّلام تأويل «
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها
» را پرسيدم حضرت فرمود مراد از شمس شمس سماء رسالت و نبوتست كه بسبب او حق تعالى واضح گردانيد دين حق را براى مردمان و بعد از آن از تأويل «
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
» پرسيدم فرمود مراد از قمر امير المؤمنين است كه تلو و دوم حضرت رسالت پناهست و استفادهء علوم اولين و آخرين از آن حضرت نموده چنانچه از شمس ظاهرى قمر استفادهء نور مىنمايد و از «
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
» پرسيدم فرمود مراد از ليل ائمهء ظلم و جورند كه خلافت آل محمد را بجبر متصرف شدند و پوشيدند دين بر حق شمس سماء رسالت را بمحض ظلم و جور و حق تعالى بتقريب اين قسم ياد ميدهد پيغمبر خود را از افعال ناشايست ايشان و از آيهء «
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها
» استفسار كردم امام عليه السّلام فرمود مراد از نهار امامانيند از نسل فاطمهء زهرا عليها السلام كه چون كسى از ايشان دين حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله را بپرسد منجلى و ظاهر كنند آن دين را پس حق تعالى به ترتيب اينقسم حال امامان را براى پيغمبر خود حكايت كرد و على بن ابراهيم نيز اينحديث را بتوسط ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده بتفاوت سهلى و چون سؤال از آيت «
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
» هم در روضه و هم در تفسير على بن ابراهيم مقدم واقع شده از سؤال آيهء «
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها
» بنا برين در ترجمه نيز آن را مقدم داشتيم و محتملست كه اين تقديم و تأخير از راوى ناشى شده باشد و يا آنكه در قرآن آن حضرت اينچنين بوده و خلص اصحاب اين معنى ميدانستند و بدان و تيره سؤال ميكردند اللَّه اعلم
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها
و قسم به آسمان و به كسى كه آن را با اين رفعت و عظمت بنا كرده بنا برين تفسير كلمهء ما بمعنى من است و ميتواند كه بمعنى مصدرى باشد يعنى قسم به آسمان و بنا كردن خداى تعالى آن را
وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها
و سوگند به زمين و به كسى كه آن را گسترده و يا بگسترانيدن