وَ كَذلِكَ
و هم چنان كه يوسف را از مضيق حبس نجات داديم و او را مقرب ملك مصر گردانيديم
مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ
جاى داديم مر يوسف را در زمين مصر
يَتَبَوَّأُ مِنْها
تا نزول كند از بلاد آن زمين مصر
حَيْثُ يَشاءُ
بهر جا كه خواهد و تصرف كند در آن بر وجهى كه خواهش او باشد كه آن بر وجه عدل و راستى است
نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ
ميرسانيم برحمت خود هر كرا كه ما خواهيم و عطاهاى خود را به او دريغ نداريم چه در دنيا و چه در آخرت
وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
و ضايع و باطل نگردانيم مزد نيكوكار آن را .
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ
و هر آينه مزد اخروى
خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا
بهتر است مر آنان را كه ايمان آوردند
وَ كانُوا يَتَّقُونَ
و بودند ايشان كه پرهيز ميگردند از فواحش و قبايح در مجمع البيان از ابن عباس نقل كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه :
« رحم اللَّه أخى يوسف لو لم يقل
اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ
لولاه من ساعته و لكنه اخر ذلك سنة »
يعنى اگر يوسف ولايت عهد خود را مقيد نميگردانيد بخزائن ارض كه مراد از آن انبارهاى غلاتست در زمان ملك مصر او را ولى عهد خود ميساخت اما چون مقيد به آن گردانيد و رسيدن غلات در سال تمام است لهذا ولايت عهد او تا يك سال موقوف ماند و ايضا در مجمع البيان از كتاب النبوة نقل ميكنند كه حسن بن على ابن بنت الياس از حضرت امام رضا عليه التحية و الثنا روايت كرده كه من شنيدم كه آن حضرت ميفرمودند كه : چون يوسف مستولى بر خزائن ارض گرديد بر جمع غلات و محصولات پرداخت و در هفت سال كه غلات در غايت ارزانى بود آن را در خزائن ضبط فرمود على بن ابراهيم روايت كرده كه حضرت يوسف كندوچها از سنگ فرمود بنا كردند و آنها را بساروج اندودند و محصولات را با خوشه در آن كناديچ ذخيره فرمودند و چون سالهاى فراخى منقضى شد و سالهاى قحطى در رسيد و زمين مصر و شام را قحط و غلا فرو گرفت اهالى آن بلاد رو بسوى يوسف آوردند ، و حضرت يوسف در