يبقى مع الظلم » و بعضى ظلم را بخداى تعالى نسبت دادهاند و « بظلم » را حال گرفته به اين تقدير كه « و ما كان ربك ليهلك القرى ظالما و اهلها مصلحون » يعنى صحيح نيست كه پروردگار تو هلاك كند اهل قريهها را حالكونى كه ظلم كننده باشند و حالكونى كه اهل آن قريه در ميان يكديگر بطريق حق معامله كنندگان باشند . و حاصل كلام اينست كه حق تعالى اهل قريهها را بظلم و ستمى كه از آن جناب ناشى شود هلاك نمىكند در حالتى كه اهل آن قريهها با يكديگر بطريق حق و راستى عمل ميكرده باشند .
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ
و اگر خواستى پروردگار تو
لَجَعَلَ النَّاسَ
هر آينه گردانيدى مردمان را
أُمَّةً واحِدَةً
گروه واحده يعنى اگر اراده ميكرد پروردگار تو بطريق ارادهء حتمى وجوبى هر آينه مضطر و ملجأ ميساخت مردمان را بر اين كه اتفاق نمايند بر ملت واحده كه آن ملت اسلام است ليكن چون اينمعنى مخالف تكليف است ايشان را مختار گردانيد بعضى اختيار حق نمودند و بعضى بباطل گرويدند چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه :
وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ
و هميشه ايشان اختلاف كنندگانند در دين
إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ
مگر آن اناسى كه هدايت كرده ايشان را بمحض توفيق پروردگار تو حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرموده كه : يعنى آل محمد و اتباعهم
وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ
حضرت صادق عليه السّلام در تفسير اين آيت فرموده كه
« خلقهم ليفعلوا ما يستوجبون به رحمته فيرحمهم »
و در كتاب كافى آورده كه أبو عبيدهء حذاء گفت كه :
از حضرت صادق عليه السّلام تفسير آيهء «
وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ
» را سؤال كردم حضرت فرموده كه :
« يا با عبيدة ! الناس مختلفون فى اصابة العقول و كلهم هالك الا من رحم ربك و هم شيعتنا و لرحمته خلقهم ، و هو قوله :
وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ
يقول : لطاعة الامام »
يعنى حضرت فرمودند كه : « و لذلك » اشارت برحمت است و مراد از رحمت طاعت امام است به اين معنى كه براى طاعت امام ايشان را آفريدهام و بنا برين بايد كه ضمير « خلقهم » راجع شود به « من » در «
إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ
» و اگر چه لفظ « من » مفرد است