لِي عَمَلِي
مراست جزاى عمل من
وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ
و مر شما راست جزاى عمل شما
أَنْتُمْ بَرِيئُونَ
شما بيزاريد
مِمَّا أَعْمَلُ
از آنچه من ميكنم
وَ أَنَا بَرِيءٌ
و من بيزارم
مِمَّا تَعْمَلُونَ
از آنچه شما ميكنيد بعضى را اعتقاد اينست كه آيهء «
فَقُلْ لِي عَمَلِي
» تا آخر منسوخ بآيهء قتالست مخفى نماند كه نسخ رفع حكم است پس بايد كه ناسخ باشد و مدلول اين آيه اختصاص كل واحد است به افعال خود و بثمرات افعال خود و آيهء قتال رفع مدلول اين آيه نميكند تا بسبب اين رفع ناسخ اين آيه باشد و بعضى گفتهاند كه : اين آيه از براى وعيد و برائت از اعمال كفار است و منافات ميان اين آيه و آيهء قتال نيست كه تا اين آيت منسوخ باشد .
وَ مِنْهُمْ
و از اهل شرك
مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ
كسانى هستند كه گوش فرا ميدارند بسوى تو اى محمد وقتى كه تلاوت قرآن ميكنى و تعليم شرايع و أحكام مىنمايى ليكن أصلا قبول آن نمينمايند و در رد آن ميكوشند
أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ
آيا تو ميتوانى كه بشنوايى كران را يعنى كسانى را كه در عدم سماع حق بمنزلهء كرانند
وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ
و اگر چه باشند ايشان كه با وجود كرى در نيابند چيزى را ؟ اين اشارت بر آنست كه اگر با وجود صمم و كرى عقل و دريافت باشد احتمال فهميدن و فهمانيدن ميرود أما در صورت عدم آن احتمال اين مفقود است .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ
و بعضى از ايشان كسى باشد كه نظر مىكند افعال پسنديدهء ترا و معاينه مىبيند دلالات نبوت ترا نظر كردنى بطريق عادت نه بطريق حقيقت و عبرت و لهذا تصديق آن نمينمايند و منتفع به نظر خود نميشوند مخفى نماند كه ايراد جمع در «
مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ
» نظر بحقيقت كلمهء « من » است كه افادهء جمعيت مىكند و ايراد مفرد در «
مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ
» نظر بلفظ « من » است تا مراعات لفظ و معنى درين كلمه واقع شده باشد
أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ
آيا پس تو راه مىنمايى كوران را يعنى جمعى را كه در عدم انتفاع از مشاهدهء آيات و علامات مانند كورانند
وَ لَوْ كانُوا
و اگر چه باشند ايشان